protracting discussions
بحثهای طولانیکننده
protracting negotiations
مذاکرات طولانیکننده
protracting deadlines
تمدید مهلتهای طولانیکننده
protracting conflicts
درگیریهای طولانیکننده
protracting decisions
تصمیمگیریهای طولانیکننده
protracting meetings
جلسات طولانیکننده
protracting processes
فرآیندهای طولانیکننده
protracting debates
بحث و تبادل نظر های طولانیکننده
protracting arguments
استدلالهای طولانیکننده
protracting tasks
وظایف طولانیکننده
protracting the meeting will only lead to more confusion.
کشیدن طولانی شدن جلسه تنها منجر به سردرگمی بیشتر خواهد شد.
he is protracting the decision-making process unnecessarily.
او به طور غیرضروری فرآیند تصمیم گیری را طولانی می کند.
protracting negotiations can harm our business relationships.
کشیدن مذاکرات می تواند به روابط تجاری ما آسیب برساند.
they are protracting the project timeline without good reason.
آنها بدون دلیل موجه، جدول زمانی پروژه را طولانی می کنند.
protracting the discussion may lead to misunderstandings.
کشیدن بحث می تواند منجر به سوء تفاهم شود.
she is protracting her stay to avoid facing the truth.
او برای اجتناب از مواجهه با حقیقت، اقامت خود را طولانی می کند.
protracting the process will only frustrate the team.
کشیدن فرآیند تنها باعث ناامیدی تیم خواهد شد.
protracting the deadline is not a viable solution.
کشیدن مهلت پایانی یک راه حل قابل اجرا نیست.
they keep protracting the final decision on the contract.
آنها دائماً تصمیم نهایی در مورد قرارداد را به تعویق می اندازند.
protracting the conversation can lead to lost opportunities.
کشیدن مکالمه می تواند منجر به از دست دادن فرصت ها شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید