protractor

[ایالات متحده]/prə'træktə/
[بریتانیا]/prə'træktɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزار اندازه‌گیری زاویه، خط‌کش مدرج

جملات نمونه

Use your protractor to construct an equilateral triangle.

از خط کش خود برای رسم یک مثلث متساوی الاضلاع استفاده کنید.

She used a protractor to measure the angles in the triangle.

او از یک خط‌کش برای اندازه‌گیری زوایا در مثلث استفاده کرد.

The student forgot to bring her protractor to geometry class.

دانش‌آموز فراموش کرد خط‌کش خود را برای کلاس هندسه بیاورد.

He carefully aligned the protractor with the edge of the paper.

او با دقت خط‌کش را با لبه کاغذ هم‌تراز کرد.

The protractor is a common tool used in math and science classes.

خط‌کش یک ابزار رایجی است که در کلاس‌های ریاضی و علوم استفاده می‌شود.

I need to buy a new protractor for my math homework.

من باید یک خط‌کش جدید برای تکالیف ریاضی‌ام بخرم.

The protractor helps us accurately measure angles.

خط‌کش به ما کمک می‌کند تا زوایا را به طور دقیق اندازه‌گیری کنیم.

She borrowed a protractor from her classmate to complete the assignment.

او برای انجام تکلیف، یک خط‌کش از همکلاسی خود قرض گرفت.

The protractor has markings for different angle measurements.

خط‌کش دارای نشانگرهایی برای اندازه‌گیری زوایای مختلف است.

He used the protractor to draw a perfect 90-degree angle.

او از خط‌کش برای رسم یک زاویه 90 درجه کامل استفاده کرد.

The teacher demonstrated how to use the protractor to find the missing angle.

معلم نحوه استفاده از خط‌کش برای یافتن زاویه مفقود را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید