lobbed ball
توپ ارسالی
lobbed grenade
دستگاه پرتابی
lobbed question
پرسش ارسالی
lobbed pass
پس ارسالی
lobbed insult
توهین ارسالی
lobbed challenge
چالش ارسالی
lobbed remark
نظری ارسالی
lobbed pitch
پرتاب ارسالی
lobbed threat
تهدید ارسالی
lobbed suggestion
پیشنهاد ارسالی
the player lobbed the ball over the net.
بازیکن توپ را از روی شبکه پرتاب کرد.
she lobbed a question at him during the meeting.
او در طول جلسه، سوالی به سمت او پرتاب کرد.
he lobbed a grenade into the enemy camp.
او نارنجکی به سمت اردوگاه دشمن پرتاب کرد.
the coach lobbed some advice to the players.
مربی نصایحی به بازیکنان ارائه داد.
they lobbed insults back and forth during the argument.
آنها در طول بحث، توهین ها را به یکدیگر پرتاب کردند.
she lobbed her hat into the air in celebration.
او در جشن، کلاه خود را به هوا پرتاب کرد.
the child lobbed a toy across the room.
کودک اسباب بازی را در سراسر اتاق پرتاب کرد.
he lobbed a compliment to her after the presentation.
او پس از ارائه، یک تعریف به او گفت.
they lobbed ideas around during the brainstorming session.
آنها در طول جلسه بارش ایده، ایده ها را مطرح کردند.
she lobbed a few jokes to lighten the mood.
او برای تلطیف فضا، چند شوخی گفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید