protrusions

[ایالات متحده]/prəˈtruːʒənz/
[بریتانیا]/prəˈtruːʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت برجسته بودن

عبارات و ترکیب‌ها

sharp protrusions

برجستگی‌های تیز

unusual protrusions

برجستگی‌های غیرمعمول

visible protrusions

برجستگی‌های قابل مشاهده

irregular protrusions

برجستگی‌های نامنظم

bony protrusions

برآمدگی‌های استخوانی

soft protrusions

برجستگی‌های نرم

fleshy protrusions

برجستگی‌های گوشتی

large protrusions

برجستگی‌های بزرگ

small protrusions

برجستگی‌های کوچک

rounded protrusions

برجستگی‌های گرد

جملات نمونه

the surface of the rock has many protrusions.

سطح سنگ دارای برآمدگی‌های فراوانی است.

she noticed the protrusions on the wall.

او متوجه برآمدگی‌ها روی دیوار شد.

the protrusions on the plant help it climb.

برآمدگی‌های گیاه به آن کمک می‌کند تا بالا برود.

he carefully examined the protrusions on the model.

او با دقت برآمدگی‌های مدل را بررسی کرد.

the protrusions create a unique texture.

برآمدگی‌ها بافت منحصربه‌فردی ایجاد می‌کنند.

some animals have protrusions for defense.

برخی از حیوانات برای دفاع از خود دارای برآمدگی هستند.

the protrusions on the surface can cause issues.

برآمدگی‌های روی سطح می‌توانند مشکلاتی ایجاد کنند.

he found protrusions in the ice that were unusual.

او برآمدگی‌هایی در یخ پیدا کرد که غیرمعمول بودند.

the protrusions help in gripping surfaces better.

برآمدگی‌ها به گرفتن بهتر سطوح کمک می‌کنند.

she pointed out the protrusions in her artwork.

او به برآمدگی‌ها در اثر هنری خود اشاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید