provable

[ایالات متحده]/'pru:vəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل اثبات; قابل تأسیس

جملات نمونه

Mathematical theorems must be provable.

قضیه‌های ریاضی باید قابل اثبات باشند.

Scientific theories should be based on provable evidence.

تئوری‌های علمی باید بر اساس شواهد قابل اثبات باشند.

The prosecutor needs provable facts to win the case.

دادستان برای برنده شدن در پرونده به حقایق قابل اثبات نیاز دارد.

She presented provable data to support her argument.

او داده‌های قابل اثبات برای حمایت از استدلال خود ارائه کرد.

The company demanded provable results before investing.

شرکت قبل از سرمایه‌گذاری، نتایج قابل اثبات را خواستار شد.

Logical arguments should be provable through reasoning.

استدلال‌های منطقی باید از طریق استدلال قابل اثبات باشند.

The software must be provable to meet industry standards.

نرم‌افزار باید برای مطابقت با استانداردهای صنعت قابل اثبات باشد.

The contract is only valid if the terms are provable.

قرارداد فقط در صورتی معتبر است که شرایط قابل اثبات باشند.

His innocence was provable through DNA evidence.

بی‌گناهی او از طریق شواهد DNA قابل اثبات بود.

The theory needs to be provable in a controlled experiment.

نیاز است که نظریه در یک آزمایش کنترل‌شده قابل اثبات باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید