proviral

[ایالات متحده]/prəʊˈvaɪərəl/
[بریتانیا]/proʊˈvaɪrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های پروویروس‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

proviral factors

عوامل ویروس‌زا

proviral genes

ژن‌های ویروس‌زا

proviral dna

دی‌ان‌ای ویروس‌زا

proviral rna

آر‌ان‌ای ویروس‌زا

proviral expression

بیان ویروس‌زا

proviral integration

ادغام ویروس‌زا

proviral load

بار ویروس‌زا

proviral replication

تکثیر ویروس‌زا

proviral sequence

توالی ویروس‌زا

proviral activity

فعالیت ویروس‌زا

جملات نمونه

the proviral dna integrates into the host genome.

DNA ویروسی به ژنوم میزبان ادغام می‌شود.

researchers studied the proviral sequences in the virus.

محققان توالی‌های ویروسی را در ویروس مطالعه کردند.

understanding proviral mechanisms is crucial for treatment.

درک مکانیسم‌های ویروسی برای درمان بسیار مهم است.

the proviral state can lead to chronic infections.

وضعیت ویروسی می‌تواند منجر به عفونت‌های مزمن شود.

they are investigating proviral gene expression patterns.

آنها در حال بررسی الگوهای بیان ژن ویروسی هستند.

proviral elements can influence viral replication.

عناصر ویروسی می‌توانند بر تکثیر ویروس تأثیر بگذارند.

the study focused on proviral integration sites.

مطالعه بر روی مکان‌های ادغام ویروسی متمرکز بود.

proviral rna is essential for viral protein production.

RNA ویروسی برای تولید پروتئین ویروسی ضروری است.

therapeutic strategies target proviral reservoirs in patients.

استراتژی‌های درمانی هدف قرار دادن مخازن ویروسی در بیماران را هدف قرار می‌دهند.

they developed a model to analyze proviral dynamics.

آنها مدلی برای تجزیه و تحلیل پویایی ویروسی توسعه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید