prozacs

[ایالات متحده]/ˈprəʊzæks/
[بریتانیا]/ˈproʊzæks/

ترجمه

n. دارویی مورد استفاده برای درمان افسردگی

عبارات و ترکیب‌ها

take prozacs

مصرف پروژاکس

prescribe prozacs

تجویز پروژاکس

stop prozacs

قطع مصرف پروژاکس

avoid prozacs

اجتناب از پروژاکس

mix prozacs

ترکیب پروژاکس

review prozacs

بررسی پروژاکس

discontinue prozacs

قطع کردن پروژاکس

increase prozacs

افزایش پروژاکس

decrease prozacs

کاهش پروژاکس

recommend prozacs

توصیه پروژاکس

جملات نمونه

many people find relief from anxiety with prozacs.

بسیاری از افراد با مصرف پروژاکس، از کاهش اضطراب خود احساس رهایی می‌کنند.

doctors often prescribe prozacs for depression.

پزشکان اغلب پروژاکس را برای درمان افسردگی تجویز می‌کنند.

she felt better after starting her prozacs regimen.

او بعد از شروع رژیم پروژاکس احساس بهتری کرد.

prozacs can help stabilize mood swings.

پروژاکس می‌تواند به تثبیت نوسانات خلقی کمک کند.

he was hesitant to take prozacs at first.

او در ابتدا مردد بود که پروژاکس مصرف کند.

some patients experience side effects from prozacs.

برخی از بیماران عوارض جانبی ناشی از پروژاکس را تجربه می‌کنند.

prozacs are commonly used in mental health treatment.

پروژاکس به طور معمول در درمان سلامت روان استفاده می‌شود.

she discussed her prozacs dosage with her doctor.

او دوز مصرف پروژاکس خود را با پزشکش در میان گذاشت.

prozacs can take several weeks to show effects.

اثرات پروژاکس ممکن است چند هفته طول بکشد تا ظاهر شود.

he prefers natural remedies over prozacs.

او به جای پروژاکس، درمان‌های طبیعی را ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید