| جمع | pryers |
pryer of prayers
نماز دعا
pryer for peace
نماز برای صلح
pryer in need
نماز برای کمک
pryer of hope
نماز امید
pryer for guidance
نماز برای هدایت
pryer of strength
نماز قدرت
pryer of faith
نماز ایمان
pryer for love
نماز برای عشق
pryer of gratitude
نماز قدردانی
pryer for healing
نماز برای شفا
she offered a silent pryer for her friend's success.
او برای موفقیت دوستش دعایی خاموش کرد.
the community gathered for a pryer at the local church.
جامعه برای دعایی در کلیسای محلی گرد هم آمدند.
he is known for his heartfelt pryer before meals.
او به خاطر دعای قلبیاش قبل از غذا شناخته میشود.
as a pryer, she finds peace in her daily rituals.
به عنوان یک دعا کننده، او آرامش را در آیینهای روزانه خود مییابد.
they joined in a collective pryer for world peace.
آنها برای صلح جهانی در یک دعا جمعی شرکت کردند.
his pryer was filled with hope and gratitude.
دعای او مملو از امید و قدردانی بود.
she lights a candle during her nightly pryer.
او در طول دعای شبانه خود شمعی روشن میکند.
after the storm, the town held a pryer for recovery.
پس از طوفان، شهر دعایی برای بهبودی برگزار کرد.
he teaches children the importance of pryer in their lives.
او به کودکان اهمیت دعا در زندگیشان آموزش میدهد.
during the ceremony, they offered a pryer for the departed.
در طول مراسم، آنها برای درگذشتگان دعایی کردند.
pryer of prayers
نماز دعا
pryer for peace
نماز برای صلح
pryer in need
نماز برای کمک
pryer of hope
نماز امید
pryer for guidance
نماز برای هدایت
pryer of strength
نماز قدرت
pryer of faith
نماز ایمان
pryer for love
نماز برای عشق
pryer of gratitude
نماز قدردانی
pryer for healing
نماز برای شفا
she offered a silent pryer for her friend's success.
او برای موفقیت دوستش دعایی خاموش کرد.
the community gathered for a pryer at the local church.
جامعه برای دعایی در کلیسای محلی گرد هم آمدند.
he is known for his heartfelt pryer before meals.
او به خاطر دعای قلبیاش قبل از غذا شناخته میشود.
as a pryer, she finds peace in her daily rituals.
به عنوان یک دعا کننده، او آرامش را در آیینهای روزانه خود مییابد.
they joined in a collective pryer for world peace.
آنها برای صلح جهانی در یک دعا جمعی شرکت کردند.
his pryer was filled with hope and gratitude.
دعای او مملو از امید و قدردانی بود.
she lights a candle during her nightly pryer.
او در طول دعای شبانه خود شمعی روشن میکند.
after the storm, the town held a pryer for recovery.
پس از طوفان، شهر دعایی برای بهبودی برگزار کرد.
he teaches children the importance of pryer in their lives.
او به کودکان اهمیت دعا در زندگیشان آموزش میدهد.
during the ceremony, they offered a pryer for the departed.
در طول مراسم، آنها برای درگذشتگان دعایی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید