play psalteries
اجرای سازهای زیتار
tune psalteries
تنظیم سازهای زیتار
sing psalteries
اجرای زیتار
strum psalteries
اجرای زیتار با ضربه
craft psalteries
ساخت سازهای زیتار
admire psalteries
تحسین سازهای زیتار
collect psalteries
جمع آوری سازهای زیتار
display psalteries
نمایش سازهای زیتار
repair psalteries
تعمیر سازهای زیتار
sell psalteries
فروش سازهای زیتار
the musicians played beautiful psalteries at the festival.
موسیقیدانان در جشنواره سازهای زهی زیبا مینواختند.
she learned to play psalteries as a child.
او در کودکی یاد گرفت سازهای زهی بنوازد.
psalteries are often used in traditional folk music.
سازهای زهی اغلب در موسیقی محلی سنتی استفاده میشوند.
the sound of psalteries filled the air during the concert.
صدای سازهای زهی در طول کنسرت هوا را پر کرد.
he gifted her a pair of antique psalteries.
او یک جفت ساز زهی عتیقه به او هدیه داد.
psalteries can be found in various cultures around the world.
میتوان سازهای زهی را در فرهنگهای مختلف در سراسر جهان یافت.
they organized a workshop to teach psaltery playing techniques.
آنها یک کارگاه آموزشی برای آموزش تکنیکهای نواختن ساز زهی برگزار کردند.
the psalteries harmonized beautifully with the flute.
سازهای زهی به زیبایی با فلوت هماهنگ شدند.
she enjoys collecting psalteries from different regions.
او از جمعآوری سازهای زهی از مناطق مختلف لذت میبرد.
in the choir, psalteries accompanied the singers.
در گروه کر، سازهای زهی همراه با خوانندگان بودند.
play psalteries
اجرای سازهای زیتار
tune psalteries
تنظیم سازهای زیتار
sing psalteries
اجرای زیتار
strum psalteries
اجرای زیتار با ضربه
craft psalteries
ساخت سازهای زیتار
admire psalteries
تحسین سازهای زیتار
collect psalteries
جمع آوری سازهای زیتار
display psalteries
نمایش سازهای زیتار
repair psalteries
تعمیر سازهای زیتار
sell psalteries
فروش سازهای زیتار
the musicians played beautiful psalteries at the festival.
موسیقیدانان در جشنواره سازهای زهی زیبا مینواختند.
she learned to play psalteries as a child.
او در کودکی یاد گرفت سازهای زهی بنوازد.
psalteries are often used in traditional folk music.
سازهای زهی اغلب در موسیقی محلی سنتی استفاده میشوند.
the sound of psalteries filled the air during the concert.
صدای سازهای زهی در طول کنسرت هوا را پر کرد.
he gifted her a pair of antique psalteries.
او یک جفت ساز زهی عتیقه به او هدیه داد.
psalteries can be found in various cultures around the world.
میتوان سازهای زهی را در فرهنگهای مختلف در سراسر جهان یافت.
they organized a workshop to teach psaltery playing techniques.
آنها یک کارگاه آموزشی برای آموزش تکنیکهای نواختن ساز زهی برگزار کردند.
the psalteries harmonized beautifully with the flute.
سازهای زهی به زیبایی با فلوت هماهنگ شدند.
she enjoys collecting psalteries from different regions.
او از جمعآوری سازهای زهی از مناطق مختلف لذت میبرد.
in the choir, psalteries accompanied the singers.
در گروه کر، سازهای زهی همراه با خوانندگان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید