psalteries

[ایالات متحده]/ˈsɔːltəriz/
[بریتانیا]/ˈsɑːltəriz/

ترجمه

n. سازهای موسیقی زهی باستانی

عبارات و ترکیب‌ها

play psalteries

اجرای سازهای زیتار

tune psalteries

تنظیم سازهای زیتار

sing psalteries

اجرای زیتار

strum psalteries

اجرای زیتار با ضربه

craft psalteries

ساخت سازهای زیتار

admire psalteries

تحسین سازهای زیتار

collect psalteries

جمع آوری سازهای زیتار

display psalteries

نمایش سازهای زیتار

repair psalteries

تعمیر سازهای زیتار

sell psalteries

فروش سازهای زیتار

جملات نمونه

the musicians played beautiful psalteries at the festival.

موسیقیدانان در جشنواره سازهای زهی زیبا می‌نواختند.

she learned to play psalteries as a child.

او در کودکی یاد گرفت سازهای زهی بنوازد.

psalteries are often used in traditional folk music.

سازهای زهی اغلب در موسیقی محلی سنتی استفاده می‌شوند.

the sound of psalteries filled the air during the concert.

صدای سازهای زهی در طول کنسرت هوا را پر کرد.

he gifted her a pair of antique psalteries.

او یک جفت ساز زهی عتیقه به او هدیه داد.

psalteries can be found in various cultures around the world.

می‌توان سازهای زهی را در فرهنگ‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

they organized a workshop to teach psaltery playing techniques.

آنها یک کارگاه آموزشی برای آموزش تکنیک‌های نواختن ساز زهی برگزار کردند.

the psalteries harmonized beautifully with the flute.

سازهای زهی به زیبایی با فلوت هماهنگ شدند.

she enjoys collecting psalteries from different regions.

او از جمع‌آوری سازهای زهی از مناطق مختلف لذت می‌برد.

in the choir, psalteries accompanied the singers.

در گروه کر، سازهای زهی همراه با خوانندگان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید