psyched

[ایالات متحده]/saɪkt/
[بریتانیا]/saɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را تنش‌زده یا بی‌اعتماد کردن (زمان گذشته و گذشته نقلی از psych)
adj. هیجان‌زده یا مشتاق

عبارات و ترکیب‌ها

psyched up

هیجان‌زده

get psyched

هیجان‌زده شو

super psyched

خیلی هیجان‌زده

really psyched

واقعاً هیجان‌زده

psyched about

هیجان‌زده در مورد

psyched for

هیجان‌زده برای

stay psyched

هیجان‌زده بمان

feel psyched

احساس هیجان‌زدگی کن

get psyched up

هیجان‌زده شو

stay psyched up

هیجان‌زده بمان

جملات نمونه

i'm so psyched about the concert this weekend.

من خیلی برای کنسرت آخر هفته این هفته هیجان‌زده‌ام.

she was psyched to hear she got the job.

او از شنیدن اینکه شغلش را گرفته بود هیجان‌زده بود.

they are psyched to start their road trip.

آنها برای شروع سفر جاده‌ای خود هیجان‌زده هستند.

i'm really psyched for the new season of that show.

من واقعاً برای فصل جدید آن برنامه تلویزیونی هیجان‌زده هستم.

he was psyched to meet his favorite author.

او برای ملاقات با نویسنده مورد علاقه‌اش هیجان‌زده بود.

we are all psyched about the upcoming festival.

ما همه در مورد جشنواره آینده هیجان‌زده هستیم.

she felt psyched after receiving the good news.

او بعد از شنیدن خبر خوب احساس هیجان کرد.

i'm psyched to try out my new bike.

من هیجان‌زده هستم تا دوچرخه جدیدم را امتحان کنم.

he's always psyched when his team wins.

او همیشه وقتی تیمش برنده می‌شود هیجان‌زده است.

we were psyched to see our friends again.

ما از دیدن دوستانمان دوباره هیجان‌زده بودیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید