psychologically

[ایالات متحده]/ˌpsaikə'lɔdʒikəli/
[بریتانیا]/saɪkəˈl ɑd ʒɪklɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. ذهنی; از نظر روانشناسی.

جملات نمونه

She is psychologically prepared for the upcoming exam.

او از نظر روانشناختی برای امتحان پیش رو آماده است.

He is psychologically affected by the traumatic experience.

او از نظر روانشناختی تحت تأثیر تجربه آسیب‌زا قرار گرفته است.

Psychologically speaking, fear is a natural response to danger.

در حالت کلی، ترس یک واکنش طبیعی به خطر است.

The therapy aims to address the patient's psychologically rooted issues.

درمان با هدف رسیدگی به مشکلات ریشه دار در روان بیمار انجام می شود.

Psychologically, people tend to seek validation from others.

از نظر روانشناختی، مردم تمایل دارند تأییدیه را از دیگران دریافت کنند.

The study explores the psychologically damaging effects of social media.

این مطالعه اثرات مخرب رسانه های اجتماعی بر روان را بررسی می کند.

She is psychologically resilient and can bounce back from setbacks.

او از نظر روانشناختی انعطاف پذیر است و می تواند از پس مشکلات برآید.

The film delves into the psychologically complex character of the protagonist.

فیلم به بررسی شخصیت پیچیده و روانشناختی شخصیت اصلی می پردازد.

Psychologically, certain scents can evoke strong memories.

از نظر روانشناختی، برخی از بوها می توانند خاطرات قوی را زنده کنند.

The book examines the psychologically damaging effects of childhood trauma.

این کتاب اثرات مخرب آسیب های دوران کودکی بر روان را بررسی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید