psychoses

[ایالات متحده]/saɪˈkəʊsiːz/
[بریتانیا]/saɪˈkoʊsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سایکوز

عبارات و ترکیب‌ها

chronic psychoses

روان‌پریشی مزمن

acute psychoses

روان‌پریشی حاد

psychoses symptoms

علائم روان‌پریشی

psychoses treatment

درمان روان‌پریشی

psychoses management

مدیریت روان‌پریشی

psychoses diagnosis

تشخیص روان‌پریشی

psychoses disorder

اختلال روان‌پریشی

psychoses risk

خطر روان‌پریشی

psychoses prevalence

شیوع روان‌پریشی

psychoses research

تحقیقات روان‌پریشی

جملات نمونه

patients with psychoses often require specialized treatment.

بیماران مبتلا به روان‌پریشی اغلب به درمان تخصصی نیاز دارند.

understanding the symptoms of psychoses is crucial for diagnosis.

درک علائم روان‌پریشی برای تشخیص بسیار مهم است.

psychoses can significantly impact a person's daily life.

روان‌پریشی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر زندگی روزمره یک فرد داشته باشد.

research on psychoses is essential for developing new therapies.

تحقیقات در مورد روان‌پریشی برای توسعه درمان‌های جدید ضروری است.

many factors can contribute to the onset of psychoses.

عوامل متعددی می‌توانند در بروز روان‌پریشی نقش داشته باشند.

early intervention can help manage symptoms of psychoses.

مداخله زودهنگام می‌تواند به مدیریت علائم روان‌پریشی کمک کند.

psychoses may be triggered by severe stress or trauma.

روان‌پریشی ممکن است توسط استرس یا تروما شدید تحریک شود.

support from family is vital for those experiencing psychoses.

حمایت خانواده برای کسانی که روان‌پریشی را تجربه می‌کنند حیاتی است.

therapists often use cognitive behavioral techniques to treat psychoses.

درمانگران اغلب از تکنیک‌های شناختی رفتاری برای درمان روان‌پریشی استفاده می‌کنند.

long-term management of psychoses requires a comprehensive approach.

مدیریت طولانی مدت روان‌پریشی نیاز به یک رویکرد جامع دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید