psyllas

[ایالات متحده]/ˈsɪlə/
[بریتانیا]/ˈsɪlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هر حشره کوچک مکنده شیره از خانواده Psyllidae

عبارات و ترکیب‌ها

apple psylla

آسیب‌شناسی سیب

pear psylla

آسیب‌شناسی گلابی

جملات نمونه

psylla can cause significant damage to crops.

آفات شپلی می‌توانند آسیب‌های قابل توجهی به محصولات وارد کنند.

the psylla population has increased this year.

جمعیت شپلی امسال افزایش یافته است.

farmers are concerned about psylla infestations.

کشاورزان نگران آفت‌زده شدن محصولات توسط شپلی هستند.

psylla can transmit plant diseases.

شپلی می‌تواند بیماری‌های گیاهی را منتقل کند.

effective control measures for psylla are essential.

اقدامات کنترلی موثر برای شپلی ضروری است.

research is ongoing to understand psylla behavior.

تحقیقات برای درک رفتار شپلی ادامه دارد.

psylla affects the health of the plants.

شپلی بر سلامت گیاهان تأثیر می‌گذارد.

identifying psylla species is crucial for management.

تشخیص گونه‌های شپلی برای مدیریت بسیار مهم است.

natural predators can help control psylla populations.

دشمنان طبیعی می‌توانند به کنترل جمعیت شپلی کمک کنند.

psylla is a common pest in many regions.

شپلی یک آفت رایج در بسیاری از مناطق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید