| جمع | psyops |
psyop operation
عملیات روانگردانی
psyop campaign
کمپین روانگردانی
psyop strategy
استراتژی روانگردانی
psyop tactics
تاکتیکهای روانگردانی
psyop message
پیام روانگردانی
psyop team
گروه روانگردانی
psyop analysis
تجزیه و تحلیل روانگردانی
psyop plan
برنامه روانگردانی
psyop effectiveness
اثربخشی روانگردانی
the military used a psyop to influence public opinion.
ارتش از یک عملیات روانی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده کرد.
effective psyop can change the course of a conflict.
یک عملیات روانی مؤثر میتواند روند یک درگیری را تغییر دهد.
they conducted a psyop campaign to demoralize the enemy.
آنها یک کمپین عملیات روانی برای تضعیف روحیه دشمن انجام دادند.
psyop strategies are crucial in modern warfare.
استراتژیهای عملیات روانی در جنگ مدرن بسیار مهم هستند.
understanding psyop techniques can help in crisis management.
درک تکنیکهای عملیات روانی میتواند در مدیریت بحران کمک کند.
the success of the operation relied heavily on psyop.
موفقیت عملیات به شدت به عملیات روانی متکی بود.
psyop can be used to promote propaganda effectively.
میتوان از عملیات روانی برای ترویج مؤثرانه پروپاگاندا استفاده کرد.
they developed a psyop to sway the local population.
آنها یک عملیات روانی برای تأثیرگذاری بر جمعیت محلی ایجاد کردند.
psyop tactics often involve misinformation.
تاکتیکهای عملیات روانی اغلب شامل اطلاعات نادرست است.
the team specialized in psyop and psychological warfare.
تیم در زمینه عملیات روانی و جنگ روانی تخصص داشت.
psyop operation
عملیات روانگردانی
psyop campaign
کمپین روانگردانی
psyop strategy
استراتژی روانگردانی
psyop tactics
تاکتیکهای روانگردانی
psyop message
پیام روانگردانی
psyop team
گروه روانگردانی
psyop analysis
تجزیه و تحلیل روانگردانی
psyop plan
برنامه روانگردانی
psyop effectiveness
اثربخشی روانگردانی
the military used a psyop to influence public opinion.
ارتش از یک عملیات روانی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده کرد.
effective psyop can change the course of a conflict.
یک عملیات روانی مؤثر میتواند روند یک درگیری را تغییر دهد.
they conducted a psyop campaign to demoralize the enemy.
آنها یک کمپین عملیات روانی برای تضعیف روحیه دشمن انجام دادند.
psyop strategies are crucial in modern warfare.
استراتژیهای عملیات روانی در جنگ مدرن بسیار مهم هستند.
understanding psyop techniques can help in crisis management.
درک تکنیکهای عملیات روانی میتواند در مدیریت بحران کمک کند.
the success of the operation relied heavily on psyop.
موفقیت عملیات به شدت به عملیات روانی متکی بود.
psyop can be used to promote propaganda effectively.
میتوان از عملیات روانی برای ترویج مؤثرانه پروپاگاندا استفاده کرد.
they developed a psyop to sway the local population.
آنها یک عملیات روانی برای تأثیرگذاری بر جمعیت محلی ایجاد کردند.
psyop tactics often involve misinformation.
تاکتیکهای عملیات روانی اغلب شامل اطلاعات نادرست است.
the team specialized in psyop and psychological warfare.
تیم در زمینه عملیات روانی و جنگ روانی تخصص داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید