puce

[ایالات متحده]/pjuːs/
[بریتانیا]/pjus/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ قهوه‌ای تیره مایل به بنفش
adj. از رنگ قهوه‌ای تیره مایل به بنفش
Word Forms
جمعpuces

جملات نمونه

The puce curtains clashed with the teal sofa.

پرده‌های نوک‌دستی با مبل سبزآبی تضاد داشتند.

She wore a puce dress to the party.

او لباس نوک‌دستی به مهمانی پوشید.

The puce paint on the walls gave the room a cozy feel.

رنگ نوک‌دستی روی دیوارها به اتاق حس دنجی بخشید.

He described the color as a mix of purple and brown, like puce.

او رنگ را ترکیبی از بنفش و قهوه‌ای، مانند نوک‌دستی توصیف کرد.

The puce flowers in the garden added a unique touch.

گل‌های نوک‌دستی در باغ حس خاصی را اضافه کردند.

The antique vase was a beautiful shade of puce.

گلدان عتیقه رنگ زیبای نوک‌دستی داشت.

She decided to paint her room puce to create a calming atmosphere.

او تصمیم گرفت اتاقش را نوک‌دستی رنگ کند تا فضایی آرامش‌بخش ایجاد کند.

The artist used puce as the main color in his latest painting.

هنرمند از نوک‌دستی به عنوان رنگ اصلی در آخرین نقاشی خود استفاده کرد.

The puce carpet added a touch of luxury to the room.

فرش نوک‌دستی حس لوکس بودن را به اتاق اضافه کرد.

She bought a puce handbag to match her outfit.

او یک کیف دستی نوک‌دستی خرید تا با لباسش ست شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید