puckering

[ایالات متحده]/ˈpʌkərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpʌkərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چین و چروک های کوچک؛ چین یا خط؛ الگوی موجی در قسمت های عمیق کشیده شده
v. عمل تشکیل چین و چروک های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

puckering lips

لبخند زدن

puckering skin

پوست جمع شده

puckering effect

اثر کشیده شدن

puckering gesture

حرکتی برای لبخند زدن

puckering motion

حرکت برای لبخند زدن

puckering smile

لبخند کشیده

puckering action

عمل لبخند زدن

puckering sound

صدای لبخند زدن

puckering cheeks

گونه‌های جمع شده

puckering edges

لبه‌های جمع شده

جملات نمونه

her lips were puckering as she prepared to kiss.

لب‌هایش در حال چروک شدن بود زیرا برای بوسیدن آماده می‌شد.

the fruit was puckering from the sour taste.

میوه به دلیل طعم ترش در حال چروک شدن بود.

he noticed her brow puckering in concentration.

او متوجه شد که پیشانی‌اش در حالی که متمرکز بود در حال چروک شدن است.

she felt her skin puckering in the cold water.

او احساس کرد که پوستش در آب سرد در حال چروک شدن است.

the fabric was puckering at the seams.

پارچه در درزها در حال چروک شدن بود.

he smiled, puckering his cheeks playfully.

او لبخند زد و گونه‌هایش را به طور بازیگانه درهم کشید.

the child was puckering his lips in frustration.

کودک لب‌هایش را از سر ناامیدی درهم کشید.

she applied lip balm to prevent her lips from puckering.

او بالم لب را زد تا از چروک شدن لب‌هایش جلوگیری کند.

the chef noticed the dough puckering while it rose.

سرآشپز متوجه شد که خمیر در حین ورز دادن در حال چروک شدن است.

the leaves were puckering due to lack of water.

برگ‌ها به دلیل کمبود آب در حال چروک شدن بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید