puckering lips
لبخند زدن
puckering skin
پوست جمع شده
puckering effect
اثر کشیده شدن
puckering gesture
حرکتی برای لبخند زدن
puckering motion
حرکت برای لبخند زدن
puckering smile
لبخند کشیده
puckering action
عمل لبخند زدن
puckering sound
صدای لبخند زدن
puckering cheeks
گونههای جمع شده
puckering edges
لبههای جمع شده
her lips were puckering as she prepared to kiss.
لبهایش در حال چروک شدن بود زیرا برای بوسیدن آماده میشد.
the fruit was puckering from the sour taste.
میوه به دلیل طعم ترش در حال چروک شدن بود.
he noticed her brow puckering in concentration.
او متوجه شد که پیشانیاش در حالی که متمرکز بود در حال چروک شدن است.
she felt her skin puckering in the cold water.
او احساس کرد که پوستش در آب سرد در حال چروک شدن است.
the fabric was puckering at the seams.
پارچه در درزها در حال چروک شدن بود.
he smiled, puckering his cheeks playfully.
او لبخند زد و گونههایش را به طور بازیگانه درهم کشید.
the child was puckering his lips in frustration.
کودک لبهایش را از سر ناامیدی درهم کشید.
she applied lip balm to prevent her lips from puckering.
او بالم لب را زد تا از چروک شدن لبهایش جلوگیری کند.
the chef noticed the dough puckering while it rose.
سرآشپز متوجه شد که خمیر در حین ورز دادن در حال چروک شدن است.
the leaves were puckering due to lack of water.
برگها به دلیل کمبود آب در حال چروک شدن بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید