puerility

[ایالات متحده]/ˌpjʊəˈrɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌpjʊˈrɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کودکانه‌گی؛ احمقانه‌گی؛ نابالغی؛ رفتار، ایده‌ها و غیره‌ی جوان یا احمقانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

puerility in behavior

رفتار کودکانه

puerility of thought

تفکر کودکانه

puerility and naivety

کودک‌منشی و ساده‌دلی

puerility in adults

کودک‌منشی در بزرگسالان

puerility in art

کودک‌منشی در هنر

puerility of actions

کنش‌های کودکانه

puerility of ideas

ایده‌های کودکانه

puerility in discussion

کودک‌منشی در بحث

puerility in writing

کودک‌منشی در نوشتن

puerility of humor

طنز کودکانه

جملات نمونه

puerility can sometimes hinder personal growth.

کودکی گاهی اوقات می تواند مانع رشد شخصی شود.

his puerility was evident in his immature jokes.

کودک‌منشی او در شوخی‌های بی‌موقعیتش آشکار بود.

the puerility of their arguments made it hard to take them seriously.

کودک‌منشی استدلال‌های آن‌ها باعث می‌شد جدی گرفتن آن‌ها دشوار باشد.

she dismissed his puerility as a phase he would outgrow.

او کودک‌منشی او را به عنوان دوره‌ای که از آن عبور می‌کرد، نادیده گرفت.

puerility in adults can be frustrating to deal with.

کودک‌منشی در بزرگسالان می‌تواند مقابله با آن خسته‌کننده باشد.

his puerility often led to misunderstandings with his peers.

کودک‌منشی او اغلب منجر به سوء تفاهم با همسالانش می‌شد.

they struggled with the balance between maturity and puerility.

آن‌ها در یافتن تعادل بین بلوغ و کودکی تلاش کردند.

her puerility shone through during serious discussions.

کودک‌منشی او در طول بحث‌های جدی آشکار شد.

recognizing his puerility was the first step toward change.

تشخیص کودکی او اولین قدم به سوی تغییر بود.

puerility can be charming in some contexts.

کودک‌منشی می‌تواند در برخی زمینه‌ها جذاب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید