imprudence

[ایالات متحده]/ɪmˈpruːdəns/
[بریتانیا]/ɪmˈpruːdəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود احتیاط یا مراقبت؛ رفتار بی‌پروا

عبارات و ترکیب‌ها

imprudence in judgment

بی‌حرمتی در قضاوت

financial imprudence

بی‌حرمتی مالی

imprudence of youth

بی‌حرمتی جوانی

imprudence in decision-making

بی‌حرمتی در تصمیم‌گیری

imprudence and risk

بی‌حرمتی و خطر

imprudence in action

بی‌حرمتی در عمل

imprudence can harm

بی‌حرمتی می‌تواند آسیب برساند

imprudence of choices

بی‌حرمتی انتخاب‌ها

imprudence in speech

بی‌حرمتی در سخن

جملات نمونه

his imprudence led to serious consequences.

بی‌احتیاطی او منجر به عواقب جدی شد.

she acted with great imprudence in that situation.

او در آن وضعیت با بی‌احتیاطی زیادی عمل کرد.

imprudence can often result in regret.

بی‌احتیاطی اغلب می‌تواند منجر به پشیمانی شود.

they criticized his imprudence during the meeting.

آنها بی‌احتیاطی او را در طول جلسه مورد انتقاد قرار دادند.

his financial imprudence caused him to go bankrupt.

بی‌احتیاطی مالی او باعث ورشکستگی او شد.

imprudence in driving can lead to accidents.

بی‌احتیاطی در رانندگی می‌تواند منجر به تصادفات شود.

she learned from her past imprudence.

او از بی‌احتیاطی گذشته خود درس گرفت.

imprudence in judgment can harm relationships.

بی‌احتیاطی در قضاوت می‌تواند به روابط آسیب برساند.

his imprudence was evident in his reckless decisions.

بی‌احتیاطی او در تصمیمات بی‌پروايش آشکار بود.

they warned him about the dangers of imprudence.

آنها درباره خطرات بی‌احتیاطی به او هشدار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید