puffier

[ایالات متحده]/ˈpʌfiə/
[بریتانیا]/ˈpʌfier/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر متورم یا باد کرده از حد معمول

عبارات و ترکیب‌ها

puffier cheeks

گونه‌های پف‌تر

puffier eyes

چشم‌های پف‌تر

puffier lips

لب‌های پف‌تر

puffier skin

پوست پف‌تر

puffier appearance

ظاهر پف‌تر

puffier body

بدن پف‌تر

puffier texture

بافت پف‌تر

puffier clouds

ابر‌های پف‌تر

puffier pastry

شیرینی پف‌دار

puffier fur

موهای پف‌تر

جملات نمونه

the cat looks puffier after eating all that food.

گربه بعد از خوردن همه آن غذاها پف‌دارتر به نظر می‌رسد.

her cheeks became puffier after the cold winter.

گونه‌های او بعد از زمستان سردتر، پف‌دارتر شدند.

after the rain, the flowers looked much puffier.

بعد از باران، گل‌ها خیلی پف‌دارتر به نظر می‌رسیدند.

the pillows are puffier than i expected.

بالش‌ها از آنچه انتظار داشتم پف‌دارتر هستند.

her hair looks puffier with the new styling product.

موهای او با محصول جدید حالت‌دهنده، پف‌دارتر به نظر می‌رسد.

the marshmallows became puffier when heated.

توفی‌ها وقتی گرم می‌شدند پف‌دارتر می‌شدند.

his jacket looks puffier than mine.

ژاکت او از من پف‌دارتر به نظر می‌رسد.

the cake turned out puffier than i anticipated.

کیک از آنچه پیش‌بینی می‌کردم پف‌دارتر شد.

the dog appears puffier after grooming.

سگ بعد از مرتب کردن، پف‌دارتر به نظر می‌رسد.

she prefers her pastries puffier and flakier.

او ترجیح می‌دهد شیرینی‌هایش پف‌دارتر و لایه‌دارتر باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید