rounder

[ایالات متحده]/ˈraʊndə/
[بریتانیا]/ˈraʊndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در اطراف پرسه می‌زند یا سفر می‌کند؛ کسی که مرتکب جرم به‌طور مکرر می‌شود؛ شخصی که به‌طور مفرط می‌نوشد؛ یک افسر یا نگهبانی که در شب گشت می‌زند؛ دستگاهی برای گرد کردن اشیاء؛ شخصی که در یک مدار سفر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

rounder figure

شکل گرد

rounder edges

لبه‌های گرد

rounder shape

شکل گرد

rounder sound

صدای گرد

rounder face

چهره گرد

rounder table

میز گرد

rounder ball

توپ گرد

rounder design

طراحی گرد

rounder profile

پروفایل گرد

rounder appearance

ظاهر گرد

جملات نمونه

the rounder the table, the better for conversation.

هر چه میز بزرگتر باشد، برای گفتگو بهتر است.

she prefers a rounder shape for her pottery.

او ترجیح می دهد شکل گردتری برای گلدان های خود داشته باشد.

he has become a rounder person since he started exercising.

او از زمانی که ورزش را شروع کرده، چاق تر شده است.

the rounder the fruit, the sweeter it tends to be.

هر چه میوه گردتر باشد، معمولاً شیرین تر است.

she drew a rounder version of the character.

او یک نسخه گردتر از شخصیت را کشید.

the design features a rounder logo for better visibility.

طرح دارای لوگوی گردتری برای دید بهتر است.

his argument was more rounder and convincing this time.

استدلال او این بار بیشتر و قانع کننده تر بود.

she likes her pancakes rounder and fluffier.

او دوست دارد پنکیک هایش گردتر و پف دارتر باشند.

the rounder the cake, the more appealing it looks.

هر چه کیک بزرگتر باشد، جذاب تر به نظر می رسد.

he has a rounder face after gaining some weight.

او بعد از اضافه کردن وزنی، صورت گردتری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید