he puked
او استفراغ کرد
she puked
او استفراغ کرد
they puked
آنها استفراغ کردند
just puked
فقط استفراغ کرد
puked again
باز هم استفراغ کرد
puked out
بیرون ریخت
puked up
بالا آورد
totally puked
کاملاً استفراغ کرد
puked everywhere
در همه جا استفراغ کرد
puked last night
دیشب استفراغ کرد
after the roller coaster ride, he puked all over the ground.
بعد از سواری در شهربازی، او همه جا روی زمین استفراغ کرد.
she felt nauseous and eventually puked in the bathroom.
او احساس تهوع کرد و در نهایت در حمام استفراغ کرد.
the smell of the spoiled food made him puke.
بوی غذای فاسد او را به استفراغ واداشت.
he couldn't help but puke after eating too much candy.
او بعد از خوردن زیاد آبنبات نتوانست جلوی استفراغ خود را بگیرد.
during the party, someone accidentally puked on the carpet.
در طول مهمانی، یکی به طور تصادفی روی فرش استفراغ کرد.
she was so sick that she puked several times throughout the night.
او آنقدر مریض بود که بارها در طول شب استفراغ کرد.
the dog ate something bad and then puked on the floor.
سگ چیزی بد خورد و سپس روی زمین استفراغ کرد.
he felt dizzy and thought he might puke.
او احساس سرگیجه کرد و فکر کرد ممکن است استفراغ کند.
the kids laughed when they saw their friend puke.
بچهها وقتی دوستشان را استفراغ کرد میدیدند میخندیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید