pulitzers

[ایالات متحده]/'pulitsə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جایزه معتبر روزنامه‌نگاری آمریکایی که تحت کنترل خانواده پولیتزر است

عبارات و ترکیب‌ها

Pulitzer Prize

جایزه پولیتزر

Pulitzer-winning journalist

روزنامه‌نگار برنده جایزه پولیتزر

جملات نمونه

She won a Pulitzer Prize for her investigative journalism.

او جایزه پولیتزر را برای روزنامه‌نگاری تحقیقی خود به دست آورد.

The Pulitzer-winning novel explores themes of love and loss.

رمان برنده جایزه پولیتزر، مضامین عشق و از دست دادن را بررسی می‌کند.

Many talented writers aspire to win a Pulitzer someday.

بسیاری از نویسندگان با استعداد آرزو دارند که روزی جایزه پولیتزر را به دست آورند.

The Pulitzer-winning photograph captured a powerful moment in history.

عکس برنده جایزه پولیتزر، یک لحظه قدرتمند در تاریخ را به تصویر کشید.

The Pulitzer Prize is a prestigious award in the field of journalism and literature.

جایزه پولیتزر یک جایزه معتبر در زمینه روزنامه‌نگاری و ادبیات است.

Her Pulitzer-nominated play received critical acclaim from audiences.

نمایشنامه نامزد دریافت جایزه پولیتزر او با تحسین منتقدان و مخاطبان روبرو شد.

The Pulitzer committee carefully reviews all submissions before selecting a winner.

کمیته پولیتزر قبل از انتخاب برنده، همه submissions را با دقت بررسی می‌کند.

The Pulitzer-winning article shed light on a pressing social issue.

مقاله برنده جایزه پولیتزر، نورافشانی بر روی یک مسئله اجتماعی مهم کرد.

His Pulitzer-winning biography of the president became a bestseller.

زندگی‌نامه رئیس‌جمهور برنده جایزه پولیتزر او به یک پرفروش تبدیل شد.

The Pulitzer-winning composer's music is known for its emotional depth.

موسیقی آهنگساز برنده جایزه پولیتزر به دلیل عمق احساسی آن شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید