pullet

[ایالات متحده]/ˈpʊlɪt/
[بریتانیا]/ˈpʊlɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به ویژه مرغی که کمتر از یک سال سن دارد) یک مرغ جوان

عبارات و ترکیب‌ها

pullet raising

پرورش پولت

pullet farming

کشاورزی پولت

جملات نمونه

The pullet is growing quickly.

کره اردک به سرعت در حال رشد است.

The farmer raised pullets for their eggs.

کشاورز به منظور تخم‌گذاری، کره اردک‌ها را پرورش داد.

The pullet laid its first egg today.

کره اردک امروز اولین تخمش را گذاشت.

The pullet coop is clean and well-maintained.

کلبه کره اردک تمیز و به خوبی نگهداری می‌شود.

The pullet chirped happily in the morning.

کره اردک با خوشحالی صبح‌ها جیک جیک می‌کرد.

The pullet pecked at the grains on the ground.

کره اردک به دانه‌های روی زمین نوک زد.

The pullet roosted on the highest perch.

کره اردک روی بلندترین جایگاه استراحت کرد.

The pullet's feathers are soft and fluffy.

پرهاى کره اردک نرم و پف دار هستند.

The pullet eagerly followed the farmer for food.

کره اردک با اشتیاق برای غذا کشاورز را تعقیب کرد.

The pullet strutted proudly around the coop.

کره اردک با افتخار در اطراف کلبه قدم زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید