pullrod

[ایالات متحده]/ˈpʊl.rɒd/
[بریتانیا]/ˈpʊl.rɑːd/

ترجمه

n. میله‌ای که برای کشیدن یا کار کردن یک مکانیزم استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

pullrod assembly

مونتاژ راد کششی

pullrod adjustment

تنظیم راد کششی

pullrod mechanism

مکانیزم راد کششی

pullrod design

طراحی راد کششی

pullrod length

طول راد کششی

pullrod support

نگهدارنده راد کششی

pullrod connection

اتصال راد کششی

pullrod function

عملکرد راد کششی

pullrod installation

نصب راد کششی

pullrod operation

عملکرد راد کششی

جملات نمونه

the pullrod connects the lever to the actuator.

میله کششی اتصال اهرم به عملگر است.

adjusting the pullrod can improve the performance of the machine.

تنظیم میله کششی می تواند عملکرد دستگاه را بهبود بخشد.

the technician inspected the pullrod for any signs of wear.

تکنسین میله کششی را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.

replacing a damaged pullrod is essential for safety.

تعویض میله کششی آسیب دیده برای ایمنی ضروری است.

ensure the pullrod is properly lubricated for smooth operation.

اطمینان حاصل کنید که میله کششی به درستی روغن کاری شده است تا عملکردی روان داشته باشد.

the pullrod mechanism is crucial in the assembly line.

مکانیزم میله کششی در خط تولید بسیار مهم است.

he adjusted the pullrod to achieve the desired tension.

او میله کششی را برای دستیابی به کشش مورد نظر تنظیم کرد.

the design of the pullrod affects the overall efficiency.

طراحی میله کششی بر بهره وری کلی تأثیر می گذارد.

during testing, the pullrod showed excellent durability.

در طول آزمایش، میله کششی دوام عالی نشان داد.

they installed a new pullrod to enhance the system's reliability.

آنها یک میله کششی جدید نصب کردند تا قابلیت اطمینان سیستم را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید