pumicing

[ایالات متحده]/ˈpʌmɪsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpʌmɪsɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند استفاده از سنگ پا برای تمیز کردن یا صاف کردن پوست

عبارات و ترکیب‌ها

pumicing tool

ابزار پوست‌زدایی

pumicing process

فرآیند پوست‌زدایی

pumicing stone

سنگ پوست‌زدایی

pumicing feet

پوست‌زدایی پا

pumicing technique

تکنیک پوست‌زدایی

pumicing cream

کرم پوست‌زدایی

pumicing scrub

اسکراب پوست‌زدایی

pumicing routine

برنامه پوست‌زدایی

pumicing method

روش پوست‌زدایی

pumicing session

جلسه پوست‌زدایی

جملات نمونه

she spent the afternoon pumicing her feet.

او بعد از ظهر پوست پاهايش را با سنگ پا تميز کرد.

pumicing helps remove dead skin cells.

سنگ پا به حذف سلول‌های مرده پوست کمک می‌کند.

after pumicing, her skin felt much smoother.

بعد از استفاده از سنگ پا، پوستش بسیار نرم‌تر احساس می‌شد.

he regularly pumices his heels to keep them soft.

او به طور منظم پاشنه های خود را با سنگ پا تمیز می کند تا آنها را نرم نگه دارد.

pumicing is essential for foot care.

استفاده از سنگ پا برای مراقبت از پا ضروری است.

she bought a new pumice stone for her skincare routine.

او یک سنگ پا جدید برای روتین مراقبت از پوست خود خرید.

using a pumice stone can prevent calluses.

استفاده از سنگ پا می تواند از ایجاد زگیل پا جلوگیری کند.

he learned the technique of pumicing from a beauty tutorial.

او تکنیک استفاده از سنگ پا را از یک آموزش زیبایی یاد گرفت.

pumicing should be done gently to avoid irritation.

استفاده از سنگ پا باید به آرامی انجام شود تا از تحریک پوست جلوگیری شود.

after pumicing, she applied moisturizer to her feet.

بعد از استفاده از سنگ پا، او مرطوب کننده را روی پاهایش استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید