punics

[ایالات متحده]/ˈpjuː.nɪks/
[بریتانیا]/ˈpjuː.nɪks/

ترجمه

adj. مربوط به کارتاژی‌های باستانی; غیرقابل اعتماد; دمدمی مزاج
n. زبان کارتاژی‌های باستانی

عبارات و ترکیب‌ها

punics war

جنگ پونیک

punics culture

فرهنگ پونیک

punics influence

تاثیرگذاری پونیک

punics language

زبان پونیک

punics history

تاریخ پونیک

punics artifacts

اشیای پونیک

punics identity

هویت پونیک

punics society

جامعه پونیک

punics legacy

میراث پونیک

punics expansion

گسترش پونیک

جملات نمونه

the punics are known for their unique culture.

پونیک‌ها به خاطر فرهنگ منحصر به فردشان شناخته می‌شوند.

many historians study the punics for their contributions to trade.

بسیاری از مورخان برای سهم آنها در تجارت، پونیک‌ها را مطالعه می‌کنند.

the punics had a significant impact on the mediterranean economy.

پونیک‌ها تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد مدیترانه داشتند.

archaeologists have uncovered artifacts from the punics.

باستان‌شناسان آثار باستانی متعلق به پونیک‌ها را کشف کرده‌اند.

the punics were skilled sailors and traders.

پونیک‌ها دریانوردان و تجاری ماهر بودند.

many legends surround the history of the punics.

افسانه‌ها در مورد تاریخ پونیک‌ها وجود دارد.

the punics established several important cities along the coast.

پونیک‌ها چندین شهر مهم را در امتداد ساحل تأسیس کردند.

understanding the punics helps us learn about ancient civilizations.

درک پونیک‌ها به ما کمک می‌کند تا در مورد تمدن‌های باستانی بیشتر بیاموزیم.

trade routes established by the punics were vital for commerce.

مسیرهای تجاری که توسط پونیک‌ها ایجاد شده بود برای تجارت حیاتی بود.

the legacy of the punics can still be seen today.

میراث پونیک‌ها هنوز هم امروزه قابل مشاهده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید