punts scored
امتیازات کسب شده از پنتی
punts returned
بازپس گیری پنتی
punts attempted
تلاش برای پنتی
punts blocked
پنتی مسدود شده
punts kicked
پنتی شوت شده
punts averaged
متوسط پنتی
punts returned for
بازپس گیری پنتی برای
punts in play
پنتی در جریان بازی
punts for distance
پنتی برای مسافت
punts out
پنتی خارج
he punts the ball down the field.
او توپ را به سمت زمین میکوبد.
she punts on the decision to move forward.
او در مورد تصمیم به پیشروی مردد است.
the team often punts on fourth down.
تیم اغلب در چهارمین تلاش توپ را میکوبد.
he punts when faced with tough questions.
وقتی با سؤالات دشوار مواجه میشود، او توپ را میکوبد.
they usually punt their responsibilities to others.
آنها معمولاً مسئولیتهای خود را به دیگران میسپارند.
she decided to punt on the project deadline.
او تصمیم گرفت مهلت پروژه را به تعویق بیندازد.
the coach told the players to punt wisely.
مربی به بازیکنان گفت که با دقت توپ را بکوبند.
he often punts when he doesn't know the answer.
وقتی نمیداند جواب چیست، او اغلب توپ را میکوبد.
during the meeting, she punts on the budget issue.
در طول جلسه، او موضوع بودجه را به تعویق میاندازد.
the quarterback decided to punt instead of risk a pass.
دروازهبان تصمیم گرفت توپ را بکوبد به جای اینکه ریسک پاس دادن را بکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید