punts

[ایالات متحده]/pʌnts/
[بریتانیا]/pʌnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) قایق‌های بلند، کم‌عمق و با کف صاف که با یک میله به جلو رانده می‌شوند
v. (سوم شخص مفرد) قایق با کف صاف را با یک میله به جلو راندن؛ شرط بندی در برابر دلال در برخی بازی‌های ورق؛ ناوبری قایق با کف صاف در طول یک رودخانه (به‌ویژه برای تفریح)؛ در سهام حدس زدن

عبارات و ترکیب‌ها

punts scored

امتیازات کسب شده از پنتی

punts returned

بازپس گیری پنتی

punts attempted

تلاش برای پنتی

punts blocked

پنتی مسدود شده

punts kicked

پنتی شوت شده

punts averaged

متوسط پنتی

punts returned for

بازپس گیری پنتی برای

punts in play

پنتی در جریان بازی

punts for distance

پنتی برای مسافت

punts out

پنتی خارج

جملات نمونه

he punts the ball down the field.

او توپ را به سمت زمین می‌کوبد.

she punts on the decision to move forward.

او در مورد تصمیم به پیشروی مردد است.

the team often punts on fourth down.

تیم اغلب در چهارمین تلاش توپ را می‌کوبد.

he punts when faced with tough questions.

وقتی با سؤالات دشوار مواجه می‌شود، او توپ را می‌کوبد.

they usually punt their responsibilities to others.

آنها معمولاً مسئولیت‌های خود را به دیگران می‌سپارند.

she decided to punt on the project deadline.

او تصمیم گرفت مهلت پروژه را به تعویق بیندازد.

the coach told the players to punt wisely.

مربی به بازیکنان گفت که با دقت توپ را بکوبند.

he often punts when he doesn't know the answer.

وقتی نمی‌داند جواب چیست، او اغلب توپ را می‌کوبد.

during the meeting, she punts on the budget issue.

در طول جلسه، او موضوع بودجه را به تعویق می‌اندازد.

the quarterback decided to punt instead of risk a pass.

دروازه‌بان تصمیم گرفت توپ را بکوبد به جای اینکه ریسک پاس دادن را بکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید