tries hard
سعی میکند
tries to
سعی میکند
trying to
سعی میکند
tries again
دوباره تلاش میکند
tries and fails
تلاش میکند و شکست میخورد
trying new
جدید را امتحان میکند
tries to do
سعی میکند انجام دهد
he tries to learn a new language every year.
او سعی میکند هر سال یک زبان جدید یاد بگیرد.
the chef tries different recipes to improve the dish.
سرآشپز دستور العملهای مختلف را امتحان میکند تا غذا را بهبود بخشد.
she tries her best to finish the project on time.
او تمام تلاش خود را میکند تا پروژه را به موقع تمام کند.
the company tries to expand into new markets.
شرکت سعی میکند وارد بازارهای جدید شود.
he tries to remain calm during the stressful situation.
او سعی میکند در طول شرایط استرس زا آرام بماند.
the athlete tries to break the world record.
ورزشکار سعی میکند رکورد جهانی را بشکند.
she tries to avoid making the same mistake again.
او سعی میکند از تکرار همان اشتباه خودداری کند.
the software tries to detect and remove viruses.
نرمافزار سعی میکند ویروسها را شناسایی و حذف کند.
he tries to understand her point of view.
او سعی میکند دیدگاه او را درک کند.
the team tries to work together effectively.
تیم سعی میکند به طور مؤثر با هم کار کنند.
she tries to maintain a positive attitude.
او سعی میکند نگرش مثبتی حفظ کند.
tries hard
سعی میکند
tries to
سعی میکند
trying to
سعی میکند
tries again
دوباره تلاش میکند
tries and fails
تلاش میکند و شکست میخورد
trying new
جدید را امتحان میکند
tries to do
سعی میکند انجام دهد
he tries to learn a new language every year.
او سعی میکند هر سال یک زبان جدید یاد بگیرد.
the chef tries different recipes to improve the dish.
سرآشپز دستور العملهای مختلف را امتحان میکند تا غذا را بهبود بخشد.
she tries her best to finish the project on time.
او تمام تلاش خود را میکند تا پروژه را به موقع تمام کند.
the company tries to expand into new markets.
شرکت سعی میکند وارد بازارهای جدید شود.
he tries to remain calm during the stressful situation.
او سعی میکند در طول شرایط استرس زا آرام بماند.
the athlete tries to break the world record.
ورزشکار سعی میکند رکورد جهانی را بشکند.
she tries to avoid making the same mistake again.
او سعی میکند از تکرار همان اشتباه خودداری کند.
the software tries to detect and remove viruses.
نرمافزار سعی میکند ویروسها را شناسایی و حذف کند.
he tries to understand her point of view.
او سعی میکند دیدگاه او را درک کند.
the team tries to work together effectively.
تیم سعی میکند به طور مؤثر با هم کار کنند.
she tries to maintain a positive attitude.
او سعی میکند نگرش مثبتی حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید