tries

[ایالات متحده]/[traɪz]/
[بریتانیا]/[traɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سعی کردن برای انجام کاری؛ تلاش کردن؛ آزمودن یا به آزمایش گذاشتن.
n. یک تلاش یا کوشش.

عبارات و ترکیب‌ها

tries hard

سعی می‌کند

tries to

سعی می‌کند

trying to

سعی می‌کند

tries again

دوباره تلاش می‌کند

tries and fails

تلاش می‌کند و شکست می‌خورد

trying new

جدید را امتحان می‌کند

tries to do

سعی می‌کند انجام دهد

جملات نمونه

he tries to learn a new language every year.

او سعی می‌کند هر سال یک زبان جدید یاد بگیرد.

the chef tries different recipes to improve the dish.

سرآشپز دستور العمل‌های مختلف را امتحان می‌کند تا غذا را بهبود بخشد.

she tries her best to finish the project on time.

او تمام تلاش خود را می‌کند تا پروژه را به موقع تمام کند.

the company tries to expand into new markets.

شرکت سعی می‌کند وارد بازارهای جدید شود.

he tries to remain calm during the stressful situation.

او سعی می‌کند در طول شرایط استرس زا آرام بماند.

the athlete tries to break the world record.

ورزشکار سعی می‌کند رکورد جهانی را بشکند.

she tries to avoid making the same mistake again.

او سعی می‌کند از تکرار همان اشتباه خودداری کند.

the software tries to detect and remove viruses.

نرم‌افزار سعی می‌کند ویروس‌ها را شناسایی و حذف کند.

he tries to understand her point of view.

او سعی می‌کند دیدگاه او را درک کند.

the team tries to work together effectively.

تیم سعی می‌کند به طور مؤثر با هم کار کنند.

she tries to maintain a positive attitude.

او سعی می‌کند نگرش مثبتی حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید