pups

[ایالات متحده]/pʌps/
[بریتانیا]/pʌps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سگ‌های جوان

عبارات و ترکیب‌ها

cute pups

گاوه های ناز

small pups

گاوه های کوچک

happy pups

گاوه های شاد

playful pups

گاوه های بازیگوش

adorable pups

گاوه های دوست داشتنی

newborn pups

گاوه های تازه متولد شده

fluffy pups

گاوه های پشمالو

friendly pups

گاوه های دوستانه

lost pups

گاوه های گم شده

rescued pups

گاوه های نجات یافته

جملات نمونه

the pups are playing in the yard.

تغلی‌ها در حیاط بازی می‌کنند.

she adopted three adorable pups from the shelter.

او سه توله دوست‌داشتنی را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

the mother dog is nursing her pups.

سگ مادر در حال شیر دادن به توله‌هایش است.

these pups need to be trained properly.

این توله‌ها باید به درستی آموزش داده شوند.

he took the pups for a walk in the park.

او توله‌ها را برای قدم زدن به پارک برد.

they are looking for homes for the abandoned pups.

آنها به دنبال خانه‌هایی برای توله‌های رها شده هستند.

the pups are starting to explore their surroundings.

توله‌ها شروع به کشف محیط اطراف خود کرده‌اند.

she loves to watch the pups play together.

او عاشق تماشای بازی توله‌ها با هم است.

it's important to socialize the pups early.

اجازه دادن به توله‌ها برای تعامل با دیگران در سنین پایین مهم است.

the vet checked the pups for any health issues.

پزشک دامپزشکی توله‌ها را برای هرگونه مشکل سلامتی بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید