purisms

[ایالات متحده]/ˈpjʊərɪzəm/
[بریتانیا]/ˈpjʊrɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتقاد به یا پیروی از پاکی در زبان یا هنر؛ حرکتی در هنر که مخالف کیوبیسم است

عبارات و ترکیب‌ها

cultural purism

خلوص فرهنگی

artistic purism

خلوص هنری

linguistic purism

خلوص زبانی

design purism

خلوص طراحی

ethical purism

خلوص اخلاقی

political purism

خلوص سیاسی

purism debate

بحث درباره خلوص

purism movement

جنبش خلوص

purism approach

رویکرد خلوص

purism philosophy

فلسفه خلوص

جملات نمونه

purism in art emphasizes simplicity and clarity.

تاکید بر سادگی و وضوح در هنر، ویژگی پیروسازی است.

many architects embrace purism in their designs.

بسیاری از معماران، پیروسازی را در طرح‌های خود می‌پذیرند.

purism can lead to a rejection of modern influences.

پیروسازی می‌تواند منجر به رد تأثیرات مدرن شود.

some critics argue that purism limits creativity.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که پیروسازی خلاقیت را محدود می‌کند.

purism in literature often values traditional forms.

پیروسازی در ادبیات اغلب به اشکال سنتی ارزش می‌دهد.

he approached the project with a sense of purism.

او با حس پیروسازی به پروژه نزدیک شد.

purism advocates for a return to fundamental principles.

پیروسازی از بازگشت به اصول اساسی حمایت می‌کند.

in music, purism can result in a focus on acoustic sounds.

در موسیقی، پیروسازی می‌تواند منجر به تمرکز بر صداهای آکوستیک شود.

purism often clashes with postmodern ideas.

پیروسازی اغلب با ایده‌های پسا مدرن در تضاد است.

his purism in fashion led to timeless designs.

پیروسازی او در مد منجر به طراحی‌های جاودانه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید