rigorism

[ایالات متحده]/ˈrɪɡərɪzəm/
[بریتانیا]/ˈrɪɡərɪzəm/

ترجمه

n. سخت‌گیری در دکترین یا عمل; سخت‌گیرانه‌گی، سخت‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

strict rigorism

سخت‌گيری

moral rigorism

سخت‌گيری اخلاقی

academic rigorism

سخت‌گيری علمی

philosophical rigorism

سخت‌گيری فلسفی

rigorism approach

رویکرد سخت‌گیری

rigorism principle

اصل سخت‌گیری

ethical rigorism

سخت‌گيری اخلاقی

rigorism standards

استانداردهای سخت‌گیری

rigorism theory

تئوری سخت‌گیری

rigorism rules

قوانین سخت‌گیری

جملات نمونه

rigorism in education can limit creativity.

سخت‌گیری در آموزش می‌تواند محدودیت‌هایی برای خلاقیت ایجاد کند.

many argue that rigorism leads to excessive discipline.

بسیاری استدلال می‌کنند که سخت‌گیری منجر به انضباط بیش از حد می‌شود.

rigorism can hinder personal development.

سخت‌گیری می‌تواند پیشرفت شخصی را مختل کند.

some cultures embrace rigorism in their traditions.

برخی از فرهنگ‌ها سخت‌گیری را در سنت‌های خود می‌پذیرند.

rigorism often conflicts with modern educational practices.

سخت‌گیری اغلب با شیوه‌های آموزشی مدرن در تضاد است.

in philosophy, rigorism can lead to dogmatic beliefs.

در فلسفه، سخت‌گیری می‌تواند منجر به باورهای متعصبانه شود.

critics of rigorism highlight its negative impact on mental health.

منتقدان سخت‌گیری بر تأثیر منفی آن بر سلامت روان تأکید می‌کنند.

rigorism is often seen in strict religious practices.

سخت‌گیری اغلب در اعمال مذهبی سخت‌گیرانه دیده می‌شود.

balancing rigorism and flexibility is essential in leadership.

متعادل کردن سخت‌گیری و انعطاف‌پذیری در رهبری ضروری است.

rigorism can sometimes lead to burnout among employees.

سخت‌گیری گاهی اوقات می‌تواند منجر به فرسودگی شغلی در بین کارمندان شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید