grocery pushcart
چرخ خرید مواد غذایی
pushcart vendor
فروشنده چرخ دستی
pushcart business
کسب و کار چرخ دستی
street pushcart
چرخ دستی خیابانی
pushcart market
بازار چرخ دستی
food pushcart
چرخ دستی مواد غذایی
pushcart sales
فروش چرخ دستی
pushcart display
نمایش چرخ دستی
pushcart service
خدمات چرخ دستی
pushcart items
محصولات چرخ دستی
the vendor pushed the pushcart down the street.
فروشنده واگن فروشنده را در خیابان هل داد.
she sells fresh fruits from her pushcart.
او میوه های تازه را از واگن فروشنده اش می فروشد.
we saw a pushcart filled with snacks at the fair.
ما یک واگن فروشنده پر از میان وعده در نمایشگاه دیدیم.
he parked his pushcart near the entrance.
او واگن فروشنده خود را نزدیک ورودی پارک کرد.
there was a colorful pushcart selling ice cream.
یک واگن فروشنده رنگارنگ که بستنی می فروخت وجود داشت.
the pushcart was loaded with vegetables for sale.
واگن فروشنده با سبزیجات برای فروش پر شده بود.
children love to buy candy from the pushcart.
بچه ها عاشق خریدن آبنبات از واگن فروشنده هستند.
he enjoys pushing his pushcart through the market.
او از هل دادن واگن فروشنده خود در بازار لذت می برد.
the pushcart vendor greeted each customer with a smile.
فروشنده واگن فروشنده با لبخند به هر مشتری خوشامد گفت.
she decorated her pushcart with bright colors.
او واگن فروشنده خود را با رنگ های روشن تزئین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید