pushpin

[ایالات متحده]/ˈpʊʃpɪn/
[بریتانیا]/ˈpʊʃˌpɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سنجاق کوچک که برای وصل کردن کاغذها به تخته استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

pushpin board

تابلوی میخ

pushpin map

نقشه میخ‌دار

pushpin note

یادداشت میخ‌دار

pushpin display

نمایشگر میخ‌دار

pushpin holder

نگهدارنده میخ

pushpin collection

کلکسیون میخ

pushpin marker

علامت‌گذاری میخ

pushpin organizer

مرتب‌ساز میخ

pushpin set

ست میخ

pushpin art

هنر میخ

جملات نمونه

i used a pushpin to secure the note on the board.

من برای محکم کردن یادداشت روی تخته از یک سنجاق استفاده کردم.

she organized her calendar with colorful pushpins.

او تقویم خود را با سنجاق‌های رنگارنگ مرتب کرد.

the pushpin fell off the wall and rolled under the desk.

سنجاق از دیوار افتاد و زیر میز چرخید.

he marked the important dates with a red pushpin.

او تاریخ‌های مهم را با یک سنجاق قرمز مشخص کرد.

pushpins are useful for displaying flyers on a bulletin board.

سنجاق‌ها برای نمایش پوسترها در یک تخته اعلانات مفید هستند.

she carefully placed a pushpin in each corner of the paper.

او با دقت یک سنجاق را در هر گوشه کاغذ قرار داد.

the teacher asked us to use pushpins for our project presentation.

معلم از ما خواست برای ارائه پروژه خود از سنجاق استفاده کنیم.

make sure to use a pushpin to avoid losing the important documents.

مطمئن شوید برای جلوگیری از گم شدن اسناد مهم از یک سنجاق استفاده کنید.

he collected various pushpins from different places during his travels.

او در طول سفر خود انواع مختلف سنجاق را از مکان‌های مختلف جمع‌آوری کرد.

using a pushpin is an easy way to hang things up.

استفاده از یک سنجاق راهی آسان برای آویزان کردن وسایل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید