pusillanimities

[ایالات متحده]/ˌpjuːsɪˈlænɪmɪti/
[بریتانیا]/ˌpjuːsɪˈlænɪmɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی ترسو یا جبون بودن؛ کمبود شجاعت یا عزم

عبارات و ترکیب‌ها

fear of pusillanimity

ترس از کم‌جروهي

pusillanimity in leadership

کم‌جروهي در رهبري

overcome pusillanimity

غلبه بر کم‌جروهي

pusillanimity breeds failure

کم‌جروهي باعث شکست می‌شود

pusillanimity and courage

کم‌جروهي و شجاعت

reject pusillanimity

رد کم‌جروهي

pusillanimity in action

کم‌جروهي در عمل

pusillanimity versus bravery

کم‌جروهي در برابر شجاعت

embrace pusillanimity

پذيرش کم‌جروهي

جملات نمونه

his pusillanimity prevented him from taking risks.

ضعف نفس او از پذیرفتن ریسک‌ها جلوگیری کرد.

she faced criticism for her pusillanimity in the meeting.

او به دلیل بی‌عرضگی‌اش در جلسه مورد انتقاد قرار گرفت.

pusillanimity can hinder personal growth and development.

بی‌عرضگی می‌تواند مانع رشد و توسعه شخصی شود.

his pusillanimity was evident when he avoided confrontation.

بی‌عرضگی او زمانی آشکار شد که از رویارویی اجتناب کرد.

overcoming pusillanimity is essential for success.

غلبه بر بی‌عرضگی برای موفقیت ضروری است.

many admire her courage, contrasting it with his pusillanimity.

بسیاری از شجاعت او تحسین می‌کنند و آن را با بی‌عرضگی او مقایسه می‌کنند.

his pusillanimity led to missed opportunities.

بی‌عرضگی او منجر به از دست دادن فرصت‌ها شد.

pusillanimity is often mistaken for caution.

اغلب بی‌عرضگی با احتیاط اشتباه گرفته می‌شود.

they criticized his pusillanimity in the face of challenges.

آنها بی‌عرضگی او را در برابر چالش‌ها مورد انتقاد قرار دادند.

to succeed, one must not succumb to pusillanimity.

برای موفقیت، نباید در برابر بی‌عرضگی تسلیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید