pussley

[ایالات متحده]/ˈpʌsli/
[بریتانیا]/ˈpʌsli/

ترجمه

n. نوعی گیاه خوراکی که به عنوان "پرسلان" نیز شناخته می‌شود
Word Forms
جمعpussleys

عبارات و ترکیب‌ها

pussley cat

گربه پِسلی

pussley garden

باغ پِسلی

pussley style

سبک پِسلی

pussley charm

جذابیت پِسلی

pussley flower

گل پِسلی

pussley design

طراحی پِسلی

pussley theme

تم پِسلی

pussley beauty

زیبایی پِسلی

pussley art

هنر پِسلی

pussley touch

طراوت پِسلی

جملات نمونه

pussley is known for its vibrant colors.

باسلی به خاطر رنگ‌های زنده و پر جنب و جوشش شناخته شده است.

many gardeners love to plant pussley in their gardens.

بسیاری از باغداران دوست دارند در باغ‌های خود باسلی بکارند.

pussley can attract a variety of pollinators.

باسلی می‌تواند انواع مختلفی از گرده‌افشان‌ها را جذب کند.

she decided to decorate her room with pussley patterns.

او تصمیم گرفت اتاق خود را با طرح‌های باسلی تزئین کند.

pussley thrives in sunny environments.

باسلی در محیط‌های آفتابی رشد می‌کند.

he painted a beautiful landscape featuring pussley flowers.

او یک منظره زیبا با گل‌های باسلی نقاشی کرد.

pussley can be used in various culinary dishes.

باسلی را می‌توان در انواع غذاهای آشپزی استفاده کرد.

she found a rare species of pussley during her hike.

او در حین پیاده‌روی خود یک گونه نادر از باسلی پیدا کرد.

pussley is often used in traditional medicine.

باسلی اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

the festival celebrated the beauty of pussley plants.

جشنواره زیبایی گیاهان باسلی را جشن گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید