pyon

[ایالات متحده]/pjɒn/
[بریتانیا]/pjɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. پسوندی که به گفتار شخص در انیمیشن اضافه می‌شود تا رفتاری گریل یا گرگ‌مانند نشان داده شود
interj. صدای افکت نشان دهنده یک پریدن یا پریدن، که معمولاً در انیمیشن و مانگا ژاپنی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعpyons

جملات نمونه

the little frog went pyon into the pond.

گرگچه کوچک با یک پیون به دریاچه پرید.

the rabbit said pyon as it hopped across the field.

گرگ در حالی که از میدان رد می‌شد، پیون گفت.

the child made a pyon sound while jumping on the trampoline.

کودک در حالی که روی تریکوپر می‌پرید، صدای پیون می‌زد.

the kangaroo went pyon across the australian outback.

کاکتوس با یک پیون از خاک‌های ایالتی استرالیا عبور کرد.

with a pyon, the squirrel jumped from tree to tree.

با یک پیون، گرگچه از درخت به درخت پرید.

the toy bunny goes pyon when you press its back.

وقتی پشت ارکنی را فشار دهید، صدای پیون می‌زد.

let's pyon over the puddle together!

همراه من از چشمه‌ای پیون بزن!

the grasshopper went pyon in the meadow.

گرگچه با یک پیون در میدان پرید.

my dog does a little pyon when he's excited.

وقتی خوشحال است، سگ من یک پیون کوچک می‌زند.

the ball went pyon down the hill.

کره با یک پیون به پایین کوه پرید.

the dancer performed a pyon move during the show.

در طول نمایش، رقصنده یک حرکت پیون انجام داد.

watch the baby kangaroo do pyon in its mother's pouch.

نگاه کنید که گرگچه نوزاد در کیسه مادرش یک پیون انجام می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید