pyons

[ایالات متحده]/ˈpaɪɒnz/
[بریتانیا]/ˈpaɪɑːnz/

ترجمه

n. جمع pyon (واحد پول در کره شمالی)؛ جمع pyon (واحد آوایی ژاپنی برای صدای پرتاب)

عبارات و ترکیب‌ها

pyons flying

پایون‌ها پرواز می‌کنند

the pyons

پایون‌ها

pyons gathered

پایون‌ها جمع شده‌اند

many pyons

بیشتر پایون‌ها

pyons dancing

پایون‌ها رقص می‌کنند

these pyons

این پایون‌ها

pyons singing

پایون‌ها می‌خوانند

few pyons

چند پایون

pyons playing

پایون‌ها بازی می‌کنند

such pyons

چنین پایون‌هایی

جملات نمونه

fisikawan mempelajari pyons dalam akselerator partikel.

فیزیک‌دانان pyons را در مجموعه‌های شتاب‌دهنده ذرات مطالعه می‌کنند.

pyons adalah partikel dengan massa menengah.

pyons ذراتی با جرم متوسط هستند.

ilmuwan mendeteksi pyons dalam eksperimen tabrakan.

دانشمندان pyons را در آزمایش‌های برخورد شناسایی می‌کنند.

peluruhan pyons menghasilkan muon.

پوسیل‌های pyons میون تولید می‌کنند.

pyons memediasi gaya nuklir kuat.

pyons نیروی هسته‌ای قوی را میانجی گذار می‌کنند.

peneliti mengukur massa pyons.

پژوهشگران جرم pyons را اندازه‌گیری می‌کنند.

teori memprediksi perilaku pyons.

نظریه رفتار pyons را پیش‌بینی می‌کند.

pyons ditemukan dalam eksperimen sinar kosmik.

pyons در آزمایش‌های پرتو کیهانی کشف شده‌اند.

sifat-sifat pyons mengonfirmasi kromodinamika kuantum.

خواص pyons دینامیک کروم‌فیزیک کوانتومی را تأیید می‌کنند.

eksperimen menciptakan pyons dari tabrakan proton-proton.

آزمایش‌ها pyons را از برخورد پروتون با پروتون ایجاد می‌کنند.

pyons mentransmisikan gaya antara nukleon.

pyons نیرو را بین نوکleon‌ها منتقل می‌کنند.

mempelajari pyons membantu memahami gaya-gaya fundamental.

مطالعه pyons درک نیروهای بنیادی را کمک می‌کند.

data eksperimen menunjukkan interaksi pyons.

داده‌های آزمایش‌ها تعامل pyons را نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید