pyrogenic

[ایالات متحده]/ˌpaɪrəʊˈdʒɛnɪk/
[بریتانیا]/ˌpaɪrəˈdʒɛnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تب‌زا; مربوط به یا مشخصه حرارت; تولید شده با دمای بالا; آتشفشانی

عبارات و ترکیب‌ها

pyrogenic response

پاسخ پیروژنی

pyrogenic substances

مواد پیروژنیک

pyrogenic bacteria

باکتری‌های پیروژنیک

pyrogenic infection

عفونت پیروژنیک

pyrogenic activity

فعالیت پیروژنیک

pyrogenic fever

تب پیروژنی

pyrogenic toxins

سموم پیروژنیک

pyrogenic agents

عوامل پیروژنیک

pyrogenic pathways

مسیرهای پیروژنیک

pyrogenic mechanism

مکانیسم پیروژنیک

جملات نمونه

the pyrogenic response can lead to fever.

پاسخ پی‌ژنیک می‌تواند منجر به تب شود.

infections often trigger a pyrogenic reaction in the body.

عفونت‌ها اغلب یک واکنش پی‌ژنیک را در بدن تحریک می‌کنند.

pyrogenic substances can cause inflammation.

مواد پی‌ژنیک می‌توانند باعث التهاب شوند.

doctors monitor pyrogenic symptoms closely.

پزشکان به دقت علائم پی‌ژنیک را زیر نظر دارند.

understanding pyrogenic mechanisms is essential in medicine.

درک مکانیسم‌های پی‌ژنیک در پزشکی ضروری است.

some medications can reduce pyrogenic effects.

برخی از داروها می‌توانند اثرات پی‌ژنیک را کاهش دهند.

research on pyrogenic agents is ongoing.

تحقیقات در مورد عوامل پی‌ژنیک در حال انجام است.

pyrogenic reactions can vary between individuals.

واکنش‌های پی‌ژنیک می‌توانند در افراد مختلف متفاوت باشند.

vaccines can sometimes induce a pyrogenic response.

واکسن‌ها گاهی اوقات می‌توانند باعث ایجاد پاسخ پی‌ژنیک شوند.

identifying pyrogenic pathogens is crucial for diagnosis.

تشخیص عوامل بیماری‌زا پی‌ژنیک برای تشخیص بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید