febrile

[ایالات متحده]/ˈfiːbraɪl/
[بریتانیا]/ˈfiːbraɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تب دار

عبارات و ترکیب‌ها

febrile illness

بیماری تب‌دار

febrile convulsion

تشنج تبری

جملات نمونه

Black pium pill has a great influence on the later time with clinic effect, but it may be not prescribed probably by ZHANG Zhong-jing-the great author of Treatise on Febrile Disease.

قرص سیاه پیوم تاثیر زیادی بر زمان بعد و اثر بالینی دارد، اما احتمالاً توسط دکتر ژانگ ژونگ‌جینگ، نویسنده بزرگ رساله تب، تجویز نمی‌شود.

The febrile patient was given medication to reduce his fever.

بیمار تب‌دار دارویی برای کاهش تب دریافت کرد.

Febrile seizures can occur in young children during a high fever.

تشنج تب‌دار می‌تواند در کودکان خردسال در هنگام تب بالا رخ دهد.

The febrile child was taken to the hospital for further evaluation.

کودک تب‌دار برای ارزیابی بیشتر به بیمارستان برده شد.

Febrile illnesses are common during flu season.

بیماری‌های تب‌دار در فصل آنفولانزا شایع هستند.

The doctor prescribed antibiotics for the febrile infection.

پزشک آنتی‌بیوتیک برای عفونت تب‌دار تجویز کرد.

Febrile reactions to vaccines are rare but can occur.

واکنش‌های تب‌دار به واکسن‌ها نادر هستند اما می‌توانند رخ دهند.

The febrile state of the patient required close monitoring.

وضعیت تب‌دار بیمار نیاز به نظارت دقیق داشت.

Febrile neutropenia is a serious complication of cancer treatment.

نوتروپنی تب‌دار یک عارضه جدی از درمان سرطان است.

The febrile response is the body's way of fighting off infection.

واکنش تب‌دار راه بدن برای مبارزه با عفونت است.

Febrile illnesses often present with symptoms like chills and body aches.

بیماری‌های تب‌دار اغلب با علائمی مانند لرز و بدن‌درد همراه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید