pyrographer

[ایالات متحده]/ˈpaɪrəˌɡræfə/
[بریتانیا]/ˈpaɪrəˌɡræfər/

ترجمه

n. شخصی که هنر دکوراسیون چوب یا مواد دیگر با نشانه‌های سوختگی را انجام می‌دهد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

skilled pyrographer

نقاش چوب ماهر

professional pyrographer

نقاش چوب حرفه‌ای

talented pyrographer

نقاش چوب با استعداد

experienced pyrographer

نقاش چوب با تجربه

amateur pyrographer

نقاش چوب آماتور

local pyrographer

نقاش چوب محلی

famous pyrographer

نقاش چوب مشهور

female pyrographer

نقاش چوب زن

creative pyrographer

نقاش چوب خلاق

passionate pyrographer

نقاش چوب پرشور

جملات نمونه

the pyrographer created stunning designs on wood.

پیروگرافِر طرح‌های خیره‌کننده ای روی چوب ایجاد کرد.

many people admire the work of a skilled pyrographer.

بسیاری از مردم آثار یک پیروگرافِر ماهر را تحسین می‌کنند.

as a pyrographer, she specializes in intricate patterns.

به عنوان یک پیروگرافِر، او در الگوهای پیچیده تخصص دارد.

the pyrographer uses a heated tool to burn designs.

پیروگرافِر از یک ابزار گرم برای سوزاندن طرح‌ها استفاده می‌کند.

her passion for art led her to become a pyrographer.

اشتیاق او به هنر باعث شد او به یک پیروگرافِر تبدیل شود.

a pyrographer can turn simple wood into beautiful art.

یک پیروگرافِر می‌تواند چوب ساده را به هنر زیبا تبدیل کند.

learning from a master pyrographer can enhance your skills.

یادگیری از یک پیروگرافِر ماهر می‌تواند مهارت‌های شما را ارتقا دهد.

she displayed her work at a local art show as a pyrographer.

او آثار خود را به عنوان یک پیروگرافِر در یک نمایشگاه هنری محلی به نمایش گذاشت.

the pyrographer's workshop was filled with tools and materials.

کارگاه پیروگرافِر پر از ابزار و مواد بود.

he dreams of becoming a renowned pyrographer one day.

او رویای تبدیل شدن به یک پیروگرافِر مشهور را یک روز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید