pyrography

[ایالات متحده]/ˌpaɪrəˈɡrɑːfi/
[بریتانیا]/ˌpaɪrəˈɡrɑfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر تزئین چوب یا چرم با سوزاندن یک طرح بر روی سطح؛ تکنیک تولید طرح‌ها بر روی سطح با استفاده از یک ابزار گرم شده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pyrography art

هنر پیروگرافی

pyrography techniques

تکنیک‌های پیروگرافی

pyrography tools

ابزارهای پیروگرافی

pyrography patterns

الگوهای پیروگرافی

pyrography projects

پروژه‌های پیروگرافی

pyrography designs

طرح‌های پیروگرافی

pyrography classes

کلاس‌های پیروگرافی

pyrography supplies

تجهیزات پیروگرافی

جملات نمونه

pyrography is a fascinating art form.

پی‌روگرافی یک هنر جذاب است.

she learned pyrography during her summer break.

او پی‌روگرافی را در تعطیلات تابستانی خود یاد گرفت.

many artisans specialize in pyrography techniques.

بسیاری از صنعتگران در تکنیک‌های پی‌روگرافی تخصص دارند.

pyrography can be used on various materials.

می‌توان از پی‌روگرافی روی مواد مختلف استفاده کرد.

he created a stunning pyrography piece for the exhibition.

او یک اثر پی‌روگرافی خیره‌کننده برای نمایشگاه خلق کرد.

learning pyrography requires patience and practice.

یادگیری پی‌روگرافی نیاز به صبر و تمرین دارد.

she enjoys teaching pyrography to beginners.

او از آموزش پی‌روگرافی به مبتدیان لذت می‌برد.

pyrography tools can vary in size and shape.

ابزارهای پی‌روگرافی می‌توانند در اندازه و شکل متفاوت باشند.

he gifted her a pyrography kit for her birthday.

او به عنوان هدیه تولد برای او یک کیت پی‌روگرافی خرید.

pyrography allows for intricate designs and patterns.

پی‌روگرافی امکان ایجاد طرح‌ها و الگوهای پیچیده را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید