pyxie

[ایالات متحده]/ˈpɪksi/
[بریتانیا]/ˈpɪksi/

ترجمه

n. نوعی گیاه گلدار، که به عنوان خزه پیکسی نیز شناخته می‌شود؛ گل پیکسی.
شکل‌های واژه
جمعpyxies

عبارات و ترکیب‌ها

pyxie magic

جادوی پیکس

pyxie dust

گرد و غبار پیکس

pyxie wings

بال‌های پیکس

pyxie charm

جاذبه پیکس

pyxie garden

باغ پیکس

pyxie realm

جهان پیکس

pyxie friend

دوست پیکس

pyxie tale

داستان پیکس

pyxie song

آهنگ پیکس

pyxie light

نور پیکس

جملات نمونه

she found a pyxie in the garden.

او یک پری در باغ پیدا کرد.

the pyxie danced joyfully among the flowers.

پری با خوشحالی در میان گل‌ها می‌رقصید.

he painted a picture of a playful pyxie.

او تصویری از یک پری بازیگوش کشید.

they believe that a pyxie brings good luck.

آنها معتقدند که یک پری خوش شانسی می آورد.

the children were enchanted by the story of the pyxie.

کودکان مجذوب داستان پری شدند.

she wore a necklace with a pyxie charm.

او یک گردنبند با آویز پری به تن داشت.

the pyxie helped the lost traveler find his way.

پری به مسافر گم شده کمک کرد تا راه خود را پیدا کند.

in folklore, the pyxie is a mischievous creature.

در فولکلور، پری موجودی شیطنت‌آمیز است.

she decorated her room with pyxie-themed items.

او اتاق خود را با وسایل با تم پری تزئین کرد.

the pyxie's laughter could be heard in the forest.

خنده پری را می‌توان در جنگل شنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید