qigong

[ایالات متحده]/ˈtʃɪˌɡɒŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃiˌɡɔŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیستم از تمرینات جسمانی و کنترل تنفس

عبارات و ترکیب‌ها

practice qigong

تمرین چیگونگ

qigong exercises

تمرینات چیگونگ

learn qigong

یادگیری چیگونگ

qigong benefits

فواید چیگونگ

qigong master

استاد چیگونگ

qigong therapy

درمان با چیگونگ

qigong classes

کلاس‌های چیگونگ

qigong meditation

مدیتیشن چیگونگ

qigong techniques

تکنیک‌های چیگونگ

qigong health

سلامتی چیگونگ

جملات نمونه

practicing qigong can improve your health.

تمرین چی‌گونگ می‌تواند سلامتی شما را بهبود بخشد.

many people find peace through qigong meditation.

بسیاری از افراد آرامش را از طریق مدیتیشن چی‌گونگ پیدا می‌کنند.

qigong helps to enhance your energy levels.

چی‌گونگ به افزایش سطح انرژی شما کمک می‌کند.

she attends qigong classes every weekend.

او هر آخر هفته در کلاس‌های چی‌گونگ شرکت می‌کند.

qigong is beneficial for stress relief.

چی‌گونگ برای کاهش استرس مفید است.

he teaches qigong to beginners in the community.

او چی‌گونگ را به مبتدیان در جامعه آموزش می‌دهد.

qigong can be practiced indoors or outdoors.

می‌توان چی‌گونگ را در داخل یا خارج از منزل تمرین کرد.

many athletes incorporate qigong into their training.

بسیاری از ورزشکاران چی‌گونگ را در برنامه تمرینی خود گنجانده‌اند.

qigong promotes relaxation and mental clarity.

چی‌گونگ آرامش و وضوح ذهنی را ترویج می‌کند.

he feels more balanced after practicing qigong.

او بعد از تمرین چی‌گونگ احساس تعادل بیشتری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید