qoph

[ایالات متحده]/kɒf/
[بریتانیا]/kɔf/

ترجمه

n. نوزدهمین حرف الفبای عبری.
Word Forms
جمعqophs

عبارات و ترکیب‌ها

qoph sound

صدای قاف

qoph letter

حرف قاف

qoph symbol

نماد قاف

qoph value

مقدار قاف

qoph shape

شکل قاف

qoph pronunciation

تلفظ قاف

qoph meaning

معنی قاف

qoph form

فرم قاف

qoph usage

نحوه استفاده از قاف

جملات نمونه

she felt a sense of qoph when entering the art gallery.

او هنگام ورود به گالری هنری احساس قوف کرد.

his qoph during meditation helped him find inner peace.

قوف او در هنگام مدیتیشن به او کمک کرد تا آرامش درونی را پیدا کند.

they enjoyed the qoph of the forest during their hike.

آنها از قوف جنگل در هنگام پیاده‌روی لذت بردند.

finding qoph in chaos can be challenging.

پیدا کردن قوف در هرج و مرج می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

her voice brought a sense of qoph to the room.

صدای او احساس قوف را به اتاق آورد.

the qoph of the mountains was breathtaking.

قوف کوه‌ها نفس‌گیر بود.

he sought qoph in his busy life.

او قوف را در زندگی پرمشغله خود جستجو کرد.

listening to music can create a feeling of qoph.

گوش دادن به موسیقی می‌تواند احساس قوف ایجاد کند.

the qoph of the ocean waves was soothing.

قوف امواج اقیانوس آرامش‌بخش بود.

she found qoph in reading her favorite book.

او قوف را در خواندن کتاب مورد علاقه خود پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید