qoph sound
صدای قاف
qoph letter
حرف قاف
qoph symbol
نماد قاف
qoph value
مقدار قاف
qoph shape
شکل قاف
qoph pronunciation
تلفظ قاف
qoph meaning
معنی قاف
qoph form
فرم قاف
qoph usage
نحوه استفاده از قاف
she felt a sense of qoph when entering the art gallery.
او هنگام ورود به گالری هنری احساس قوف کرد.
his qoph during meditation helped him find inner peace.
قوف او در هنگام مدیتیشن به او کمک کرد تا آرامش درونی را پیدا کند.
they enjoyed the qoph of the forest during their hike.
آنها از قوف جنگل در هنگام پیادهروی لذت بردند.
finding qoph in chaos can be challenging.
پیدا کردن قوف در هرج و مرج میتواند چالشبرانگیز باشد.
her voice brought a sense of qoph to the room.
صدای او احساس قوف را به اتاق آورد.
the qoph of the mountains was breathtaking.
قوف کوهها نفسگیر بود.
he sought qoph in his busy life.
او قوف را در زندگی پرمشغله خود جستجو کرد.
listening to music can create a feeling of qoph.
گوش دادن به موسیقی میتواند احساس قوف ایجاد کند.
the qoph of the ocean waves was soothing.
قوف امواج اقیانوس آرامشبخش بود.
she found qoph in reading her favorite book.
او قوف را در خواندن کتاب مورد علاقه خود پیدا کرد.
qoph sound
صدای قاف
qoph letter
حرف قاف
qoph symbol
نماد قاف
qoph value
مقدار قاف
qoph shape
شکل قاف
qoph pronunciation
تلفظ قاف
qoph meaning
معنی قاف
qoph form
فرم قاف
qoph usage
نحوه استفاده از قاف
she felt a sense of qoph when entering the art gallery.
او هنگام ورود به گالری هنری احساس قوف کرد.
his qoph during meditation helped him find inner peace.
قوف او در هنگام مدیتیشن به او کمک کرد تا آرامش درونی را پیدا کند.
they enjoyed the qoph of the forest during their hike.
آنها از قوف جنگل در هنگام پیادهروی لذت بردند.
finding qoph in chaos can be challenging.
پیدا کردن قوف در هرج و مرج میتواند چالشبرانگیز باشد.
her voice brought a sense of qoph to the room.
صدای او احساس قوف را به اتاق آورد.
the qoph of the mountains was breathtaking.
قوف کوهها نفسگیر بود.
he sought qoph in his busy life.
او قوف را در زندگی پرمشغله خود جستجو کرد.
listening to music can create a feeling of qoph.
گوش دادن به موسیقی میتواند احساس قوف ایجاد کند.
the qoph of the ocean waves was soothing.
قوف امواج اقیانوس آرامشبخش بود.
she found qoph in reading her favorite book.
او قوف را در خواندن کتاب مورد علاقه خود پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید