quadripole

[ایالات متحده]/ˈkwɒdrɪpəʊl/
[بریتانیا]/ˈkwɑːdrɪpoʊl/

ترجمه

n. یک شبکه یا مدار چهار پایانه; چهار قطب

عبارات و ترکیب‌ها

quadripole filter

فیلتر چهارقطبی

quadripole network

شبکه چهارقطبی

quadripole model

مدل چهارقطبی

quadripole circuit

مدار چهارقطبی

quadripole element

عنصر چهارقطبی

quadripole analysis

تجزیه و تحلیل چهارقطبی

quadripole response

پاسخ چهارقطبی

quadripole approximation

تقریب چهارقطبی

quadripole impedance

امپدانس چهارقطبی

quadripole synthesis

سنتز چهارقطبی

جملات نمونه

the quadripole configuration is essential for the experiment.

پیکربندی چهارقطبی برای آزمایش ضروری است.

we need to analyze the quadripole response in detail.

ما نیاز داریم پاسخ چهارقطبی را به طور مفصل تجزیه و تحلیل کنیم.

the quadripole filter improves signal quality.

فیلتر چهارقطبی کیفیت سیگنال را بهبود می‌بخشد.

understanding the quadripole concept is crucial for our research.

درک مفهوم چهارقطبی برای تحقیقات ما بسیار مهم است.

they designed a new quadripole device for better performance.

آنها یک دستگاه چهارقطبی جدید برای عملکرد بهتر طراحی کردند.

the quadripole model predicts the behavior of the system accurately.

مدل چهارقطبی به طور دقیق رفتار سیستم را پیش‌بینی می‌کند.

we will simulate the quadripole circuit in the software.

ما مدار چهارقطبی را در نرم‌افزار شبیه‌سازی خواهیم کرد.

the quadripole spectrum provides valuable insights into the data.

طیف‌سنجی چهارقطبی بینش‌های ارزشمندی در مورد داده‌ها ارائه می‌دهد.

he explained the quadripole dynamics during the lecture.

او پویایی‌های چهارقطبی را در طول سخنرانی توضیح داد.

using a quadripole mass filter enhances analytical capabilities.

استفاده از فیلتر جرم چهارقطبی قابلیت‌های تحلیلی را افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید