four-pole switch
کلید چهارقطبی
four-pole filter
فیلتر چهارقطبی
four-pole motor
موتور چهارقطبی
four-pole transformer
تранسفورماتور چهارقطبی
four-pole relay
رله چهارقطبی
four-pole system
سیستم چهارقطبی
four-pole winding
намک چهارقطبی
four-pole design
طراحی چهارقطبی
four-pole configuration
پیکربندی چهارقطبی
four-pole structure
ساختار چهارقطبی
the four-pole magnetic system created a strong field.
سیستم مغناطیسی چهارقطبی یک میدان قوی ایجاد کرد.
we analyzed the four-pole distribution network's performance.
ما عملکرد شبکه توزیع چهارقطبی را تحلیل کردیم.
the four-pole motor offered high efficiency and torque.
موتور چهارقطبی با کارایی و گشتاور بالا ارائه شد.
the experiment involved a four-pole electromagnetic device.
این آزمایش شامل یک دستگاه الکترومغناطیسی چهارقطبی بود.
the four-pole transformer design was quite innovative.
طراحی ترانسفورماتور چهارقطبی بسیار نوآورانه بود.
he designed a new four-pole relay for the circuit.
او یک رله جدید چهارقطبی برای مدار طراحی کرد.
the four-pole generator provided consistent power output.
ژنراتور چهارقطبی خروجی قدرت یکنواختی فراهم کرد.
the four-pole structure improved the device's stability.
ساختار چهارقطبی پایداری دستگاه را بهبود بخشید.
we compared the four-pole and six-pole configurations.
ما پیکربندیهای چهارقطبی و ششقطبی را با هم مقایسه کردیم.
the four-pole winding configuration was optimized for speed.
پیکربندی پیچ چهارقطبی برای سرعت بهینهسازی شد.
the four-pole system demonstrated excellent performance metrics.
سیستم چهارقطبی معیارهای عملکرد بسیار خوبی را نشان داد.
four-pole switch
کلید چهارقطبی
four-pole filter
فیلتر چهارقطبی
four-pole motor
موتور چهارقطبی
four-pole transformer
تранسفورماتور چهارقطبی
four-pole relay
رله چهارقطبی
four-pole system
سیستم چهارقطبی
four-pole winding
намک چهارقطبی
four-pole design
طراحی چهارقطبی
four-pole configuration
پیکربندی چهارقطبی
four-pole structure
ساختار چهارقطبی
the four-pole magnetic system created a strong field.
سیستم مغناطیسی چهارقطبی یک میدان قوی ایجاد کرد.
we analyzed the four-pole distribution network's performance.
ما عملکرد شبکه توزیع چهارقطبی را تحلیل کردیم.
the four-pole motor offered high efficiency and torque.
موتور چهارقطبی با کارایی و گشتاور بالا ارائه شد.
the experiment involved a four-pole electromagnetic device.
این آزمایش شامل یک دستگاه الکترومغناطیسی چهارقطبی بود.
the four-pole transformer design was quite innovative.
طراحی ترانسفورماتور چهارقطبی بسیار نوآورانه بود.
he designed a new four-pole relay for the circuit.
او یک رله جدید چهارقطبی برای مدار طراحی کرد.
the four-pole generator provided consistent power output.
ژنراتور چهارقطبی خروجی قدرت یکنواختی فراهم کرد.
the four-pole structure improved the device's stability.
ساختار چهارقطبی پایداری دستگاه را بهبود بخشید.
we compared the four-pole and six-pole configurations.
ما پیکربندیهای چهارقطبی و ششقطبی را با هم مقایسه کردیم.
the four-pole winding configuration was optimized for speed.
پیکربندی پیچ چهارقطبی برای سرعت بهینهسازی شد.
the four-pole system demonstrated excellent performance metrics.
سیستم چهارقطبی معیارهای عملکرد بسیار خوبی را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید