quicksands

[ایالات متحده]/'kwɪksænd/
[بریتانیا]/'kwɪksænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده خیانتکار که مردم یا حیوانات را به پایین می‌کشد، خطر غیرقابل پیش‌بینی

جملات نمونه

She felt like she was sinking in quicksand.

او احساس می‌کرد که در شلغم‌های سریع غرق می‌شود.

His debts were like quicksand, pulling him deeper into financial trouble.

بدهی‌های او مانند شلغم‌های سریع بود و او را بیشتر در مشکلات مالی غرق می‌کرد.

Avoiding negative thoughts is crucial to prevent getting stuck in emotional quicksand.

اجتناب از افکار منفی برای جلوگیری از گرفتار شدن در شلغم‌های سریع احساسی بسیار مهم است.

Procrastination can feel like slowly sinking into quicksand.

به تعویق انداختن کار می‌تواند مانند غرق شدن تدریجی در شلغم‌های سریع احساس شود.

The project's timeline was a quicksand of delays and setbacks.

جدول زمانی پروژه یک شلغم از تأخیرها و ناکامی‌ها بود.

Trying to please everyone is like stepping into quicksand.

سعی برای خوشحال کردن همه مانند قدم گذاشتن در شلغم‌های سریع است.

Miscommunication can lead to a quicksand of misunderstandings.

عدم ارتباط موثر می‌تواند منجر به یک شلغم از سوء تفاهم‌ها شود.

Addiction can be a form of quicksand, trapping individuals in destructive behaviors.

اعتیاد می‌تواند به شکل شلغم‌های سریع باشد و افراد را در رفتارهای مخرب به دام بیاندازد.

Ignoring warning signs is like walking blindly into quicksand.

نادیده گرفتن علائم هشدار مانند قدم گذاشتن کورکورانه در شلغم‌های سریع است.

The toxic relationship felt like being stuck in emotional quicksand.

رابطه سمی مانند گیر افتادن در شلغم‌های سریع احساسی بود.

نمونه‌های واقعی

Leonard, I'm trapped in quicksand! The axe is dragging me down!

لئونارد، من در شمع گیر کرده‌ام! تبر من را به پایین می‌کشد!

منبع: The Big Bang Theory Season 4

But isn't that isthmus only composed of quicksand?

اما مگر این دماغه فقط از شمع تشکیل نشده است؟

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

We call it Death Swamp. There's quicksand there.

ما آن را مرداب مرگ می‌نامیم. آنجا شمع وجود دارد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

At that point, the watery sand starts to behave as a fluid—think quicksand.

در آن نقطه، شن‌های آلوده به آب شروع به رفتار مانند یک سیال می‌کنند - شمع را در نظر بگیرید.

منبع: Science 60 Seconds Listening Compilation April 2014

On the other hand, quicksand gets thicker over time.

از طرف دیگر، شمع با گذشت زمان غلیظ‌تر می‌شود.

منبع: If there is a if.

But it's a little bit...you're a little bit less in the quicksand.

اما کمی است... شما کمی کمتر در شمع هستید.

منبع: Big Think Super Thoughts

In high stress conditions, like being under the weight of your body, quicksand changes.

در شرایط پر استرس، مانند قرار گرفتن زیر وزن بدن شما، شمع تغییر می‌کند.

منبع: If there is a if.

Fun fact: it's impossible to become fully submerged in quicksand.

واقعیت جالب: غیرممکن است که به طور کامل در شمع غرق شوید.

منبع: If there is a if.

Liquefaction happens when waterlogged, loose soil (we call it " sand" ) turns into quicksand, temporarily.

نرم شدن زمانی اتفاق می‌افتد که خاک شل و آلوده به آب (ما آن را " شن " می‌نامیم) به طور موقت به شمع تبدیل شود.

منبع: "Minute Earth" Fun Science (Selected Bilingual)

And here would happen if you fell into quicksand.

و این اتفاقی که اگر در شمع بیفتید، خواهد افتاد.

منبع: If there is a if.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید