quietists

[ایالات متحده]/ˈkwaɪətɪst/
[بریتانیا]/ˈkwaɪətɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که از سکوت‌گرایی حمایت می‌کند یا آن را تمرین می‌کند
adj. مربوط به سکوت‌گرایی

عبارات و ترکیب‌ها

quietist approach

رویکرد سکوت‌گرایانه

quietist philosophy

فلسفه سکوت‌گرایانه

quietist movement

جنبش سکوت‌گرایانه

quietist tradition

سنّت سکوت‌گرایانه

quietist mindset

نگرش سکوت‌گرایانه

quietist practices

اصول سکوت‌گرایانه

quietist beliefs

باورهای سکوت‌گرایانه

quietist sect

فرقه‌ی سکوت‌گرایانه

quietist values

ارزش‌های سکوت‌گرایانه

quietist teachings

آموزه‌های سکوت‌گرایانه

جملات نمونه

the quietist approach to life emphasizes inner peace.

رویکرد خلوت‌گرایانه به زندگی بر آرامش درونی تاکید دارد.

he adopted a quietist philosophy to cope with stress.

او برای مقابله با استرس، فلسفه ای خلوت‌گرایانه را پذیرفت.

many artists are influenced by quietist ideas.

بسیاری از هنرمندان تحت تأثیر ایده‌های خلوت‌گرایانه قرار دارند.

in a busy world, being a quietist can be refreshing.

در دنیای پرمشغله، خلوت‌گرایی می‌تواند نوحه‌کننده باشد.

her quietist tendencies often lead her to solitude.

تمایلات خلوت‌گرایانه او اغلب او را به تنهایی سوق می دهد.

quietist meditation can help clear the mind.

مدیتیشن خلوت‌گرایانه می‌تواند به پاکسازی ذهن کمک کند.

the quietist movement seeks to promote tranquility.

جنبش خلوت‌گرایانه به دنبال ترویج آرامش است.

he wrote a book on the principles of quietist living.

او کتابی در مورد اصول زندگی خلوت‌گرایانه نوشت.

quietist beliefs often challenge mainstream ideologies.

باورهای خلوت‌گرایانه اغلب ایدئولوژی‌های اصلی را به چالش می‌کشند.

she found comfort in the quietist teachings of her mentor.

او در تعالیم خلوت‌گرایانه مربی خود آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید