quietus

[ایالات متحده]/kwaɪˈiːtəs/
[بریتانیا]/kwaɪˈiːtəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهایی از زندگی؛ مرگ؛ تسویه یا برطرف کردن یک بدهی؛ توقف یا انقراض
Word Forms
جمعquietuss

عبارات و ترکیب‌ها

final quietus

آرامش نهایی

quietus of life

آرامش زندگی

quietus comes

آرامش می‌رسد

embrace quietus

آرامش را در آغوش بگیر

quietus awaits

آرامش در انتظار است

seek quietus

به دنبال آرامش باشید

quietus descends

آرامش نازل می‌شود

find quietus

آرامش را پیدا کنید

quietus arrives

آرامش می‌رسد

quietus granted

آرامش اعطا شد

جملات نمونه

his sudden death was a quietus to all his plans.

مرگ ناگهانی او پایان‌بخش تمام برنامه‌هایش بود.

after years of struggle, she finally found her quietus in the countryside.

پس از سال‌ها تلاش، او سرانجام آرامش خود را در روستاها یافت.

the quietus of the old regime came unexpectedly.

پایان رژیم قدیمی بطور غیرمنتظره ای اتفاق افتاد.

many believe that quietus comes after a life well-lived.

بسیاری معتقدند که آرامش پس از یک زندگی خوب به دست می‌آید.

he viewed retirement as a quietus from the corporate world.

او بازنشستگی را به عنوان رهایی از دنیای شرکت‌ها می‌دید.

the artist sought quietus in her creative work.

هنرمند به دنبال آرامش در آثار خلاقانه خود بود.

for him, the quietus of winter was a time for reflection.

برای او، آرامش زمستان زمانی برای تفکر بود.

she found her quietus through meditation and mindfulness.

او از طریق مراقبه و ذهن آگاهی آرامش خود را یافت.

the quietus of the debate left everyone in deep thought.

پایان بحث باعث شد همه در فکر عمیقی فرو روند.

his final performance was a quietus to his long career.

اجرای نهایی او پایان‌بخش دوران طولانی او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید