| جمع | quixotisms |
quixotism in action
عملگرایی خیالپردازانه
pure quixotism
خیالپردازی محض
quixotism and reality
خیالپردازی و واقعیت
embrace quixotism
آغوش گرفتن خیالپردازی
quixotism defined
تعریف خیالپردازی
quixotism in literature
خیالپردازی در ادبیات
quixotism versus pragmatism
خیالپردازی در برابر عملگرایی
quixotism as motivation
خیالپردازی به عنوان انگیزه
quixotism in politics
خیالپردازی در سیاست
quixotism and dreams
خیالپردازی و رویاها
his quixotism often leads him to take on impossible tasks.
اوتوقسوتیسم اغلب او را به انجام کارهای غیرممکن سوق میدهد.
quixotism can sometimes inspire others to pursue their dreams.
اوتوقسوتیسم گاهی اوقات میتواند الهامبخش دیگران برای دنبال کردن رویاهایشان باشد.
she approached the project with a sense of quixotism.
او با حس اوتوقسوتیسم به پروژه نزدیک شد.
his quixotism made him a beloved figure in the community.
اوتوقسوتیسم او را به چهرهای محبوب در جامعه تبدیل کرد.
many admire his quixotism, but it can be impractical.
بسیاری اوتوقسوتیسم او را تحسین میکنند، اما میتواند غیرعملی باشد.
quixotism often clashes with the harsh realities of life.
اوتوقسوتیسم اغلب با واقعیتهای سخت زندگی در تضاد است.
her quixotism drives her to help those in need.
اوتوقسوتیسم او را به کمک به نیازمندان سوق میدهد.
he was criticized for his quixotism in the business world.
او به خاطر اوتوقسوتیسم خود در دنیای کسب و کار مورد انتقاد قرار گرفت.
quixotism can lead to great achievements, but also to disappointment.
اوتوقسوتیسم میتواند منجر به دستاوردهای بزرگ و همچنین ناامیدی شود.
her quixotism is evident in her ambitious plans.
اوتوقسوتیسم او در برنامههای بلندپروازانهاش آشکار است.
quixotism in action
عملگرایی خیالپردازانه
pure quixotism
خیالپردازی محض
quixotism and reality
خیالپردازی و واقعیت
embrace quixotism
آغوش گرفتن خیالپردازی
quixotism defined
تعریف خیالپردازی
quixotism in literature
خیالپردازی در ادبیات
quixotism versus pragmatism
خیالپردازی در برابر عملگرایی
quixotism as motivation
خیالپردازی به عنوان انگیزه
quixotism in politics
خیالپردازی در سیاست
quixotism and dreams
خیالپردازی و رویاها
his quixotism often leads him to take on impossible tasks.
اوتوقسوتیسم اغلب او را به انجام کارهای غیرممکن سوق میدهد.
quixotism can sometimes inspire others to pursue their dreams.
اوتوقسوتیسم گاهی اوقات میتواند الهامبخش دیگران برای دنبال کردن رویاهایشان باشد.
she approached the project with a sense of quixotism.
او با حس اوتوقسوتیسم به پروژه نزدیک شد.
his quixotism made him a beloved figure in the community.
اوتوقسوتیسم او را به چهرهای محبوب در جامعه تبدیل کرد.
many admire his quixotism, but it can be impractical.
بسیاری اوتوقسوتیسم او را تحسین میکنند، اما میتواند غیرعملی باشد.
quixotism often clashes with the harsh realities of life.
اوتوقسوتیسم اغلب با واقعیتهای سخت زندگی در تضاد است.
her quixotism drives her to help those in need.
اوتوقسوتیسم او را به کمک به نیازمندان سوق میدهد.
he was criticized for his quixotism in the business world.
او به خاطر اوتوقسوتیسم خود در دنیای کسب و کار مورد انتقاد قرار گرفت.
quixotism can lead to great achievements, but also to disappointment.
اوتوقسوتیسم میتواند منجر به دستاوردهای بزرگ و همچنین ناامیدی شود.
her quixotism is evident in her ambitious plans.
اوتوقسوتیسم او در برنامههای بلندپروازانهاش آشکار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید